|
بَـد
خدا شناسى
(بخش سوّم)
حسابگرىهاى غلط
از ويژگيهاي نوع آدمي و امتياز آن بر ساير حيوانات ، همين حسابگري و
توانائي شمارش اعداد يا محاسبهِ سود و زيان و خير و شري است که بر او عارض
ميشود . تجربه اي که آدمي با تلاش ذهني نسبت به گذشته يا آينده خود پيدا
ميکند ، ديدگاه او را نظم و ترتيب مي بخشد و افکارش را در راستاي اهدافش
سامان ميدهد.
اما هرمحاسبه اي نيازمند مباني و معيارهائي منطقي است که بر اصولي ثابت و
تجربه شده متکي باشد ، وگرنه به نتيجه مطلوب نميرسد . وهمين است که بسياري
از محاسبات ما در زندگي دنيائي غلط از آب در ميآيد و نتيجه معکوس از آن
ميگيريم.
البته محاسبات مادي ما براي جلب منافع دنيائي ، در بيشتر موارد درست در مي
آيد و اگر در بعضي موارد هم به نتيجه مطلوب نميرسيم ، عمدتا ناشي از ناکافي
بودن تلاش هاي ماست ، نه محاسباتمان . اما حساب هائيکه براي امورغير مادي
ميکنيم، بخصوص داوري هاي در باره ديگران ، آينده نگري ها ،حدس زدن ها و
گمان هائيکه نسبت به امور ذهني و مجرد داريم ، اغلب برپايه محکم و مطمئني
استوار نيستند و تيري است که در تاريکي مي اندازيم !!
ما در باره پديده هائي که دور از درک و دانش فعلي مان ميباشد و يا با
معيارهاي شناخته شده امروزي ، به اصطلاح نميخواند، دچار شگفتي و سردر گمي
ميشويم و محاسباتمان به بن بست ميرسد.
مثلا ؛ کوهها از ديد ظاهري ما متوقف و ايستا بنظر ميرسند ، درحاليکه از ديد
يک فيزيکدان که ميداند اجسام از اتم تشکيل شده اند و فاصله ميان الکترون
هاي پيرامون و هسته دروني اتم خالي است ! نه تنها کوهها ، بلکه فلزات بسيار
سنگين هم چون توده هاي ابر، توخالي و روان هستند ! درواقع فرو کردن ميخ در
چوب يا چاقو در بدن تداخل دو توده ابر با تراکم هاي مختلف محسوب ميشوند!؟
قرآن نيزهمين حقيقت را ۱۴۰۰ سال قبل در بيان محدوديت محاسبات ما ذکر کرده
است:
نمل ۸۸ــ کوهها رامي بيني و حساب ميکني ( مي
پنداري) جامد و ساکن هستند ، درحاليکه همچون ابردر حرکت اند ! اين صنعت خدائي
است که هر چيز را استوار ساخته است . بي شک او از تمامي رفتارتان آگاه است
وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ
صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا
تَفْعَلُونَ
مثال فوق مربوط به " ماده " و "مکان" بود ، در مثالي
ديگر محدوديت محاسبات ما را در مورد " زمان ِ" خواب و بيداري و بطور کلي عمرآدمي
نشان ميدهد ؛ خواب سيصد ساله اصحاب کهف در غاري کوهستاني ، که در قرآن قصه آن آمده
است ، از ديد تجربي ما نسبت به عمر متوسط بشر و قانون پوسيدگي و استحاله مواد، غير
ممکن بنظر ميرسد . قرآن همين را نيز نشانه اي از محدوديت ديد ما نسبت به پديده زمان
ميشمارد:
کهف ۹ ــآيا حساب ميکني ماجراي اصحاب کهف و رقيم
از نشانه هاي عجيب ما هستند !؟
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا
عَجَبًا
جالب اينکه هر دو آيه فوق خطاب به پيامبر مکرم است ،
که آگاه ترين انسانها بود، وقتي او محاسباتش در اين موارد به بنبست ميرسيد ، تکليف
بقيه روش است !!
واژه " حساب" ( از ريشه حَسَبَ) با مشتقاتش ۱۰۹ بار در قرآن تکرار شده است ، پس
بدليل کثرت کاربردش کلمه اي کليدي محسوب ميشود که جادارد تامل و تدبر بيشتري در آن
بکنيم.
از نام هاي نيکوي الهي ، يکي هم " حسيب"( بسيار حسابگر) و " سريع الحساب" ( زود
حسابگر) ميباشد . " يوم الحساب" (روز حسابرسي) نيز يکي از نام هاي قيامت است که در
آن روز بندگان صالح " اجر بغير حساب" دارند.
خداوند حرکت ماه و خورشيد را روي حساب قرار داده ( الشمس والقمر بحسبان) تا ما نيز
در زندگي از حساب و ميزان تجاوز نکنيم و و در تجارت عدالت را بکار بنديم (الا
تطغوافي الميزان واقيمواالوزن بالقسط و لاتخسرواالميزان)
در زبان فارسي "حساب" را ؛ شمارش، حدس و گمان و پندار و خيال معنا کرده اند . لغت
نامه هاي عربي به انگليسي نيز براي واژه حساب معادل هاي ذيل را برگزيده اند:
To think; consider; suppose, imagine, be of
opinion
معادل هاي فوق تصويري را به ذهن ما خطور ميدهند که
براي فهم بهتر آيات مورد استناد اين نوشته مفيد خواهد بود.
در بحث " بد خداشناسي" ، که منظور ما از طرح اين مسئله است ، موضوع " حسابگري هاي
غلط"! يکي از موارد انحراف از "توحيد" و خداپرستي خالص محسوب ميشود.
خداوند بدليل " حسيب" و حکيم بودن وبدليل عليم و خبيربودنش ، حسابي صد در صد دقيق و
صحيح دارد ، اما محاسبات ما بدليل اسارتمان در محدوده " زمان و مکان" نسبي ، ناقص و
نارسا ميباشد . قرآن اين حقيقت را با جملاتي هشدار دهنده و آگاهي بخش به شکل:
احسب الناس (آيا مردم چنين حساب ميکنند) ، احسب الذين کفروا ، ام
حسبتم ، ام تحسب ، ام حسبوا و.... مطرح کرده است که ذيلا به
مواردي ازآن اشاره ميکنيم:
بى حساب و غير مسئولانه حرف زدن
(سخنان سهل انگارانه در باره آبروي مردم گفتن)
به حساب ما غيبت وافشاگري و با آبروي مردم بازي کردن
کاري بي اهميت است و گناهي محسوب نميشود! فکر ميکنيم يک حرفي زده ايم ، آدم که
نکشته ايم!! اما به "حساب" خدا ، به حقوق رواني و آبروي مردم تجاوز کردن کمتر از
تجاوز به حقوق مادي آنان نيست ، بطوريکه غيبت را تشبيه به خوردن گوشت مرده برادر
کرده است! گوئي با ترور شخصيتي او تغذيه ميکنيم و خود را بالاتر ميبريم ! (حجرات
۱۲). اما در باره حجاب و قمار و شراب ، که براي ما مهمتر از اخلاق محسوب ميشوند ،
در قرآن کيفري دنيائي تعيين نکرده است !
مي بينيم ما از حساب ودرک آثار زهرآگين سخنان سهل انگارانه و غير مسئولانه در باره
مردم غافليم و نميتوانيم ابعاد عميق آنرا در بلند مدت درک کنيم ، اما خداوند اين
چنين هشدارمان ميدهد.
نور ۱۵ ــ شما آن ( شايعه) را دهان به دهان !
دريافت کرديد و نا آگاهانه آنرا بازگو کرديد و حساب ميکنيد اهميتي ندارد ! در
حاليکه در حساب خدا کاري عظيم است ( که با آبروي مردم بازي کنيد).
إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ
لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ
نور ۱۱ ــ کساني از شما که مرتکب چنان دروغي ( در باره ناموس مردم) شدند ، گروه
به هم وابسته اي هستند، حساب نکنيد کار آنها به ضرر شما تمام شده ، بلکه افشاي
چنين فرصت طلباني ، در نهايت به نفع شما ميباشد.
إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا
لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ
زخرف ۸۰ ــ آيا حساب ميکنند ما سخنان سري و نجواهايشان را نميشنويم ؟ آري
فرشتگان ما در کنارشان ( همه چيز را) ثبت ميکنند ....
أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُم بَلَى
وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ
حساب اينکه شهيدان مرده اند
مسئله ساده ديگر همين اصالت دادن به حيات دنيا و تلاش
براي زنده ماندن به هر ذلت و با هر قيمت است ! فکر ميکنيم آنها که در راه حق کشته
شده اند ، بدشانسي آورده اند ! و خدا چه رحمي کرده به آنها که زنده مانده اند !
انگار از بهشت دنيا جدا ميشويم!؟
آل عمران ۱۶۹ ــ مبادا حساب کني آنهائيکه در راه
خدا کشته شده اند مرده اند ( جانشان تباه و تلف شده است )، بلکه آنها زنده (در
حيات کلي) هستند و نزد پروردگارشان روزي ميخورند ....
وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ
أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
حساب اينکه باز سازى انسان در
آخرت محال است !
با اينکه از عدم بوجود آمده ايم و تکرار چيزي که
سابقه داشته و آثاري از آن باقي مانده ، ساده تر است ، خيلي ها باور ندارند بدني که
پوسيده و جذب خاک شده درآينده مجددا زنده شود:
قيامه ۳ و ۴ ــ آيا انسان حساب ميکند که ما
نميتوانيم استخوانهاي پوسيده اش را به هم بياوريم ؟ بلکه ما ميتوانيم خطوط سر
انگشتانش را نيز عينا بازسازي کنيم .
أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ
بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ
تصور اينکه " حساب " و کتابى در
کارنيست !!
آيا جاي شگفتي ندارد انساني که اشياء و امور جهان را
در نظم و حسابي حيرت آور مي بيند ، خود يکسره در حساب سود و زيان هاي مادي زندگي
است ، و ديگران را نيز در اشکال مختلف فردي و اجتماعي در سازمان هاي سياسي ، علمي ،
اقتصادي و... تماما قانونمند و "حساب مدار" و مبتني بر نظم و مقررات مي يابد ،
ازنظم به ناظم ، از حساب به حسابگر و از قرار و قوانين علمي پي به قانون گذاري که
براي دنيا و آخرت ما " حسابي" و مسئوليتي تعيين کرده نبرد !؟
آيات ذيل اشاره به چنين حسابگري هاي غلطي دارد . مخاطب آيات نه "خدانشناسان" بلکه
"بد خداشناسان" معاصر پيامبر اسلام هستند که به صراحت قرآن ، خدا را بعنوان خالق و
گرداننده جهان باور داشتند، اما تکليفي براي خود در برابر او قائل نبودندو اوليائي
غير ازخدا داشتند ! امروزه نيز ايمان به خدا ولي انکاردين و آئين و کتابي که از
ناحيه او آمده باشد ، همان حالت را دارد.
مؤمنون ۱۱۵ ــ آيا حساب ميکنيد که شما را بيهوده
و عبث آفريديم و بسوي ما باز نميگرديد ؟
أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا
تُرْجَعُونَ
قيامه ۳۶ ــ آيا انسان حساب ميکند بحال خود ( بي تکليف و وظيفه) رها خواهد شد ؟
أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى
جاثيه ۲۱ و ۲۲ ــ آيا کسانيکه مرتکب اعمال زشت شدند، حساب ميکنند که ما آنها را
همطراز کسانيکه ايمان آورده و عمل شايسته انجام داده اند قرار ميدهيم ، بگونه
اي که زندگي و مرگشان يکسان باشد ؟ عجب حکم ناروائي ميکنند ! . خداوند آسمانها
و زمين را به حق ( با هدف) آفريده تا هر کس نتيجه عمل ( نيک و بد) خود را ، بي
هيچ کم و کاستي دريافت کند ( آيا نظام مند بودن جهان نشان هدفداري در حيات نيست
؟).
أًمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أّن نَّجْعَلَهُمْ
كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاء مَّحْيَاهُم
وَمَمَاتُهُمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ وَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ
وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَلِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا
يُظْلَمُونَ
به "حساب" خود به بهشت در آمدن !
اين شعار را از قول مرحوم بهشتي بارها شنيده و بر
ديوارهاي شهر ديده ايد که : " بهشت را به بهاء ميدهند نه به بهانه "!
همه ما با اينکه صدها بار آزموده ايم که : " نابرده رنج ، گنج ميسر نميشود !" ،
معلوم نيست چرا درباره گنج ابدي به رنجي رضايت نميدهيم !؟
آن "بهاء" و آن " رنج" را قرآن محصول جهاد (تلاش شديد توام با قبول رنج و سختي)
يعني پذيرش " فتنه" ميداند.
در زبان عربي عملِ قرار دادن سنگ هاي قيمتي در کوره آتش براي ذوب شدن ناخالصي ها و
استخراج جواهر را "فتنه" مينامند ، فتنه انسان نيز همين مصاف با سختي هاي راه ايمان
است .
نگاه کنيد به نمونه هاي قرآني :
عنکبوت ۲ و ۳ ــ آيا مردم حساب ميکنند همينکه
گفتند ايمان آورديم به حال خود رها ميشوند و مورد فتنه (آزمايش) قرار نميگيرند
؟ در حاليکه پيشينيان آنها( مؤمنين امت هاي سابق) را آزموديم تا خدا راستگويان
را از دروغگويان بازشناسد ( هويتشان را محقق و معلوم بدارد) .
أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا
يُفْتَنُونَ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ
اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ
بقره ۲۱۴ ــ آيا حساب کرديد (با ادعاي ايمان) به بهشت در مي آئيد؟ اما هنوز
مشابه گرفتاري هاي پيشينيانتان به شما نرسيده است. به آنها سختي و گزند فراوان
رسيد و آنچنان به تزلزل افتادند که حتي رسول و مؤمنين همراه او گفتند پس ياري
خدا کي ميرسد ؟! آگاه باشيد که ياري خدا نزديک است !
أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ
الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء
وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى
نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِيبٌ
توبه ۱۶ ــ آيا حساب کرديد که ( بحال خود) واگذاشته شده ايد ؟ در حاليکه هنوز
خدا از ميان شما کساني که جهاد کنند و غير از خدا و رسولش همرازي نگيرند را
نشناخته است (به منصه ظهور نرسانده است) .
أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَكُواْ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ
جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ اللّهِ وَلاَ رَسُولِهِ
وَلاَ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ
آل عمران ۱۴۲ ــ آيا حساب کرديد که داخل بهشت ميشويد ؟ اما هنوزخدا کساني از
شما را که جهاد و صبر و مقاومت نمايند نشناخته ( محقق نساخته ) است .
أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ
الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ
مائده ۷۱ ( در باره بني اسرائيل) ــ حساب کردند که فتنه اي ( آزمايشي) در کار
نيست ، در نتيجه چنين گماني، از شناخت مسئوليت ها کور و کر شدند .
وَحَسِبُواْ أَلاَّ تَكُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُواْ وَصَمُّواْ ثُمَّ تَابَ اللّهُ
عَلَيْهِمْ ثُمَّ عَمُواْ وَصَمُّواْ كَثِيرٌ مِّنْهُمْ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِمَا
يَعْمَلُونَ
تصور اين که خدا از اعمال ما غافل
است !؟
بسياري ازمردم از سلطه و سواربودن ستمگران بر گرده
ملت ها و سرکوبشان دچار شک و ترديد و ياس و نوميدي ميشوند و مي پندارند گوئي خدا از
تاخت و تاز ظالمان و توطئه و تهديدشان عليه پيامبران بي خبر يا بي تفاوت و ناتوان
از مواخذه و مجازات آنهاست .
در اين زمينه نيز به وفور هدايت هاي قرآني راهنماست:
ابراهيم ۴۲ ــ هرگز حساب نکن خدا از اعمال
ستمگران غافل است ( دليل اين مهلت) جز اين نيست تا کيفر آنها را تا روزي که
چشمها درآن خيره خواهد ماند به تاخيرمي اندازيم .
وَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ غَافِلاً عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا
يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الأَبْصَارُ
ابراهيم ۴۷ ــ هرگز حساب نکن خدا با رسولانش خلف وعده ( در ياري رساني) ميکند ،
خداوند بي ترديد فرادست و دفع کننده ( ظالمان) است.
فَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ ذُو
انْتِقَامٍ
آل عمران ۱۷۸ ــ و انکار ورزان حساب نکنند اين مهلتي را که بآنها ميدهيم به
نفعشان است ! نتيجه اين مهلت ( و ميدان دادن) افزوده شدن بار گناه آنان است که
سرانجام عذابي ذلت بار دامنگيرشان ميشود .
وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ
لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهْمُ
عَذَابٌ مُّهِينٌ
نور ۵۷ ــ انکارورزان حساب نکنند خدا را در زمين ( از اجراي مشيت اش) به عجز مي
آورند ! ( با چنين عملکردي) جايگاهشان جهنم است که بد سرانجامي است .
لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَمَأْوَاهُمُ
النَّارُ وَلَبِئْسَ الْمَصِيرُ
عنکبوت ۴ ــ آنهائيکه تبه کاري ميکنند ، آيا حساب ميکنند از حوزه قدرت ما جسته
اند !؟ اشتباه فکر ميکنند .
أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ أَن يَسْبِقُونَا سَاء مَا
يَحْكُمُونَ
کهف ۱۰۲ــانکارورزان حساب نکنند اگر برخي ازبندگان مرا به ولايت ميگيرند (
مانعي ندارد ! در نظام و سيستم ما) جهنم نتيجه عمل و سرنوشت آنان است .
أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَن يَتَّخِذُوا عِبَادِي مِن دُونِي أَوْلِيَاء
إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ نُزُلًا
انفال ۵۹ ــ انکارورزان حساب نکنند از ما جلوميزنند ! آنها نميتوانند ما (
نظامات جهان) را به عجز درآورند (خنثي کنند) .
وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَبَقُواْ إِنَّهُمْ لاَ يُعْجِزُونَ
اعراف ۳۰ ــ آنها شيطان صفتان را در دنيا بجاي خدا کارساز امور خود گرفتند و
پيش خود حساب ميکنند که مسلما راه درستي هم ميپيمايند .
إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ اللّهِ وَيَحْسَبُونَ
أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ
فرقان ۴۳ و ۴۴ ــ آيا به آنکه ( خودپرستانه)هواي نفسش را معبود خود گرفته توجه
کرده اي؟ آيا تو ميتواني موکل (مشکل گشاي) او باشي ؟ آيا حساب ميکني بيشتر آنها
مي شنوند يا عقلشان را بکار مي اندازند ؟ آنها بسان دام ها ( فاقد تفکر و تعقل)
هستند، بلکه گمگشته تر از آنها !!
أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ
وَكِيلًا
أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ
إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا
حساب کردن روى دشمنان راه حق
( مرعوب قدرت هاي باطل شدن)
حشر ۱۴( در باره برخي قبائل يهودي زمان پيامبر
اسلام)ـــ .... تو آنها را متشکل ومتحد حساب ميکني در حاليکه دلهايشان ( آراء و
تمايلاتشان) پراکنده است . زيرا مردماني هستند که عقلشان را بکار نميگيرند
(کنترل خود ندارند).
....تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ
لَّا يَعْقِلُونَ
حسابگرى هاى آدمى در امور مالى
(سعادت را در داشتن دانستن !)
مؤمنون ۵۵ ــ مردم حساب ميکنند ثروت و قدرتي(
پسراني) که بآنها امداد ميکنيم ( دليل رضايت ما از آنهاست) و در خيرات بر آنها
شتاب کرده ايم ؟ چنين نيست ، حکمت اين آزمايش را درست درک نميکنند .
أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَبَنِينَ نُسَارِعُ لَهُمْ
فِي الْخَيْرَاتِ بَل لَّا يَشْعُرُونَ
خرج کردن هاي اسرافي !
بلد ۵ــ آيا انسان حساب ميکند هيچکس بر او قدرت (
حسابرسي) ندارد ؟ ! (متکبرانه و بي خيال ) ميگويد: مال انبوهي را ( به دلخواه و
مسرفانه) خرج کردم ! آيا حساب ميکند هيچ کس ( در نظام هستي) او را نمي بيند !؟
أَيَحْسَبُ أَن لَّن يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا
لُّبَدًا أَيَحْسَبُ أَن لَّمْ يَرَهُ أَحَدٌ
اتکاء ابدي به مال
همزه ۱ تا ۳ ــ واي بر هر عيب جوي سرزنشگر ، آنکه
مالي انباشته و به شمارش آن دلمشغول است . آيا حساب ميکند که مالش او را جاودان
ميسازد ؟
وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ
يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ
آل عمران ۱۸۰ـ کسانيکه از ( بخشيدن) آنچه خداوند روزيشان ساخته است ( به
محرومان) بخل ميورزند ، هرگز حساب نکنند (که اين ثروت اندوزي) بنفع آنان است ..
وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ
هُوَ خَيْرًا لَّهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَّهُمْ ....
حسابگرى هاى خود پسندانه (
خود باوري کاذب ، ازحود راضي بودن ها)
کهف ۱۰۳ و ۱۰۴ــ بگو آيا ميخواهيد شما را به
زيانکارترين مردم از نظر دستاورد اعمال آگاه کنم ؟ آنها کساني هستند که تلاششان
در دنيا بباد رفته است با اينحال حساب ميکنند بهترين زرنگي ها را هم ميکنند .
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا الَّذِينَ ضَلَّ
سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ
يُحْسِنُونَ صُنْعًا
زخرف ۳۷ ــ آنها مردم را از راه حق باز ميدارند با اينحال حساب ميکنند حتما
کارشان درست است .
وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم
مُّهْتَدُونَ
آل عمران ۱۸۸ ( در باره برخي علماي متکبر يهود) آنها که از اعمال ( به ظاهر
ديني) خود سرمست غرورند و بخاطر آنچه هرگزنکرده اند دوست دارند يکسره مورد
ستايش مردم قرار گيرند ، هرگز حساب نکن اين ظاهر سازي هاي سطحي دستگيره نجاتي
ازعذاب براي آنان باشد ، بلکه عذاب دردناکي خواهند داشت .
لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَواْ وَّيُحِبُّونَ أَن
يُحْمَدُواْ بِمَا لَمْ يَفْعَلُواْ فَلاَ تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ مِّنَ
الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
حسابگرى هاى منافقين
نفاق دو روئي و ماسک فريب به چهره زدن و زير چتر
عقايد و آرمان هاي مردم پنهان شدن است براي همرنگي فرصت طلبانه با جماعت . نفاق مرض
و بيماري مهلکي است که از جمله در ارتباط با بد خداشناسي ميتوان به آيات ذيل استناد
کرد:
محمد ۲۹ ــ آيا آنها که در دلشان مرض( نفاق و
دوروئي ) است ، حساب ميکنند خدا هرگز کينه هاشان ( عليه مؤمنين) را آشکار
نخواهد کرد ؟
أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَن لَّن يُخْرِجَ اللَّهُ
أَضْغَانَهُمْ
مجادله ۱۶ تا ۱۸ ــ آنها تعهدات ديني خود ( التزام زباني به دين )را سپري قرار
داده اند تا در پناه آن مؤمنين را ازحق بازدارند .... ثروت و قدرتشان بي
نيازشان نخواهد کرد .... روزي که بر انگيخته ميشوند، همانطور که براي شما سوگند
(دروغين) ميخورند ، براي خدا نيز سوگند خواهند خورد وپيش خود حساب ميکنند بر
چيزي (پايه محکمي استوار) هستند ، بدانيد که اينها همان دروغ پردازانند .
اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ
عَذَابٌ مُّهِينٌ
لن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا
أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمَا يَحْلِفُونَ
لَكُمْ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلَى شَيْءٍ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ
الْكَاذِبُونَ
|