`   `
`


مجموعه آثار (۱۱) مسجد و اجتماع (۱)
 

« فى بُيُوتٍ اَذِنَ اللهُ اَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَالاصالِ.
رِجالٌ لاتُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لابَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللهِ وَ اِقامِ الصَّلوةِ وَ ايتاءِ الزَّكوةِ يَخْافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فيهِ الْقُلُوبُ وَالاَبْصارُ » . (۲)

مسجد يا به طور كلى معبد در تمام اديان و مذاهب وجود داشته است و دارد، حتى در دوره ما قبل تاريخ كه بشر هنوز سواد نداشته و پايه تمدن نگذارده بوده، معبد مى‏ساخته است. از عصر حجر جديد معابد چهار سنگى به يادگار مانده است. كه در جزيره خارك خودمان نيز نمونه‏هائى از آن وجود دارد.

مسجد يا معبد مركز پرستش خداها و مظهر آئين‏ها يا مذاهب است و بشر هميشه پرستنده بوده و خواهد بود. حتى ملت‏هائى كه منكر و فاقد خدا هستند، اتخاذ مسلك نموده مراكز حزبى مى‏سازند كه از نظر عمومى يك نوع مذهب و معبد است . (۳)

از آنجا كه يك معبود نقطه اشتراك و مظهر احتياج تمام جامعه است ، معابد مناسب‌ترين محلى است كه در مواقع معين و مكرر تمام افراد اعم از فقير و غنى و صنوف مختلف را در خود جمع مى‏نمايد. بنابراين رابطه‏اى ميان معبد و اجتماع برقرار مى‏شود. مضافاً به اينكه تواضع و تعلق و احساس احتياج به يك مقام والاى مافوق بشرى كه به عنوان معبود شناخته شده باشد- كارى به‌حق يا باطل بودن آن نداريم- خواه ‏ناخواه يك‌نوع برابرى و برادرى در ميان پرستندگان حاضر در معبد ايجاد مى‏نمايد.

نقطه عزيمت بحث ما يعنى مطالعه در تأثير و در نقش متقابله مسجد و اجتماع از همين جا شروع مى‏شود.
  
عملاً در تاريخ م‏بينيم كه در معابد همراه با نيايش بت‏ها يا خدا موضوعات اصلى وابسته به اجتماع هميشه به نحوى وارد مي‏شده است.

مثلاً در رم ، كهنه‏ى معابد براى لشگركشي‌ها تفال مي‏زدند و نذر و قرباني‌ها نثار بت‌ها مي‏نمودند و يكى از ارباب انواع در همه جا رب‏النوع جنگ بوده است. در رم معبدى داشتند - كه نامش يادم نيست - كه طبق مرسوم مى‏بايستى دربِ آن در ايام جنگ باز باشد و اين درب، در سال‌هاى مديد باز بود تا آنكه اگوستوس آخرين رئيس‏جمهور دستور داد آن‌را ببندند كه ديگر جنگ و لشگركشى در كار نباشد.

در نزد مسيحي‌ها به‌طورى‌كه مى‏دانيد مراسم عقد و ازدواج‌كه مقدمة تشكيل خانواده و پاية اجتماع است، در كليسا و به‌وسيله كشيش انجام مى‏گيرد و رسم بوده است كه تاجگذارى سلاطين با تشريفات خاصش رنگ خدائى پيداكرده و در آنجا صورت‌گيرد.

ظاهرتر و عمومى‏تر از اديان ديگر در اسلام اين خاصيت ديده مى‏شود. مسجد مسلمين و خانه پيامبر در يك‌جا است و آنجا مبدأ رسالت و تبليغ، مركز فرماندهى، محل قضاوت و سياست و ميعادگاه تجمع و تصميمات مى‏باشد و اين سنت در زمان خلفاى راشدين و حكومت اميرالمومنين على(ع) نيز ادامه دارد.

طبيعى است كه چنين باشد زيرا كه در اسلام، دين جامع دنيا و آخرت است و اسلام تفكيك دين از سياست و اجتماع را نمى‏شناسد. دنيا و دين در اين مكتب در هم ادغام شده‏اند و بر دنيا بايد دين و خدا حاكم باشد. (۴)

در حكومت خلفاى اموى و عباسى و از آن به بعد در كليه كشورهاى اسلامى، وضع اصيل مسجد عوض گرديد و دخالت و حاكميت آن بر اجتماع كم شد ولى ارتباط دو جانبه باقى ماند و تبعيت از حكومت قوت گرفت.

اگر به‌ايران بعد از اسلام نظر بيندازيم مى‏بينيم تاريخ مساجد، تاريخ معمارى و هنر است و هم آئينه حكومت‏ها و دولت‏ها. سرگذشت سلسله پادشاهى ايران با سرنوشت بناى مساجد آميخته است و با يكديگر رنگ‏ و روغن عوض مى‏كنند، حتى نهضت‌هاى بزرگ ايرانيان از جمله قيام مشروطيت، به‌قول‌ كسروى كه ارادتى به‌مذهب نداشت، از مسجد و منبر و محراب سرچشمه مي‏گرفته است.

كمى از نزديك و با مختصر تفصيل نگاه كنيم.

در حكومت صفويه كه حداكثر مركزيت و قدرت سلطنت در تاريخ بعد از اسلامِ ايران است، مسجدسازى به لحاظ كميت و كيفيت به اوج خود مي‏رسد.

در دوره قاجاريه اگر چه از جهات عديده انحطاط معمارى و ساختمان است، مع‏ذلك تعداد مساجد و ابنيه اسلامى زياد ديده مى‏شود.

در عصر پهلوى حكومت و سياست عوض مى‏شود وضع مساجد نيز عوض مى‏شود و رو به خاموشى و كسادى مى‏رود.

با شهريور ۱۳۲۰ ، تحوّلى در حكومت و شئون مملكت پيش مى‏آيد در توجه به مسجد و مسجدسازى هم تحول و نهضتى پا به پاى نهضت‌هاى سياسى و اجتماعى پديدار مى‏شود كه با وجود زايل شدن بعضى از آنها پايدار مي‏ماند و برخلاف دوران قبل از شهريور ۱۳۲۰ دولت را هم به دنبال خود مي‏كشاند...

حال نظرمان را بيشتر روى تهران متمركز كنيم.

تهران به‌صورت يك شهر درجه يك ، پايتخت قاجاريه مى‏باشد مسجدشاه ، جمعه، مشيرالسلطنه،‌ سراج‏الملك، خازن‏الملك، صنيع‏الدوله (يا حاجى حسن معمار)، حاج‏شيخ عبدالنبى نجم‏آبادى، شيخ‏مقدس اردبيلى، سپهسالار (قديم و جديد)، مغيرالممالك، بزازها، قندي‌ها، انبارگندم، دراندرون، حاجى محمد حسين و غيره.

بعد از قاجاريه باز مسجد ساخته مى‏شود ولى به صورت و عناوين ديگر. مسجد هدايت، لولاگر، لرزاده، حاجى ربابه، خزانه (يا مسجد قائم)، ارك، كوچه درختى، كوچه پشت تلفنخانه، صاحب‏الزمان، جامع نارمك، دانشگاه، اميرالمومنين، سجاد، وليعصر، جواد، ارشاد و غيره.

اول تحول يا تغييرى كه به چشم ميخورد، تغيير نام‌ها است. سابقاً اسامى سلاطين و اعيان و عمال دولت به‌كار ميرفته و احياناً نام معمار يا پيش‌نماز روى آن مي ‏آمده و گاهى اسامى صنفى و محل، مورد استفاده قرار مي‏گرفته است، ولى حالا رفته رفته جاى آنها، نام ‌گذاري ‌هاى معنوى و ايمانى به‌كار برده مى‏شود. از اين جهت كه بانى معين و متعين نداشته است، يا بنا با همكارى اجتماعى تأسيس شده است و يا از اين جهت كه خواسته‏اند با توسل به نام ائمه، جامعيت و خلوصى بيشتر به آن بدهند.

اما تحول تنها در اسم‏ گذارى نيست.

از نظر معمارى و ساختمان تأثير محسوس فن مهندسى و تكنيك جديد را مشاهده مى‏نمائيم. همراه با گرانى قيمت زمين كه باعث صرفه‏جوئى و بهره‏بردارى بيشتر از مساحت و محل مى‏شود.‌ سبك و سليقه‏هاى جديد بروز مى‏نمايد و در جستجوى پاكيزه‏ گى و تسهيلات عملى و تطبيق با‌ خواسته ‏هاى زندگى ماشينى مي‏روند.

در عين حال اصرار و علاقه به حفظ سبك قديم و علائم و اَشكالى كه به آن جنبه شعائر و سنت را مى‏دهند، از قبيل‌گنبد و‌ گلدسته، كاشي‌كاري‌ها، هشت ورودى، سقف و طاق‏نماهاى رومى، حياط مربع با صفه و ايوان‌هاى دورتا دور و غيره.

از نظر اداره‏ى مسجد نيز به‌جاى موقوفه و متولى سابق،‌ تمايلى به‌سوى هيأت مديره و شورا ديده مى‏شود، با هيأت‌هاى امنا (به‌تقليد از آمريكائي‌ها و روال دولتى روز).

اما از نظر محتوا و مورد استعمال، در دوران‌هاى اخير ما قبل معاصر، مسجد مى‏رفت كه بيشتر محلى براى تعزيه‏دارى محرم و وعظ و احياى ماه رمضان بوده، نماز جماعت خلوتى هم در ساير ماه‌هاى سال در آن خوانده شود.

با مختصر مقدمات و ملحقات مانند اطاق خادم، آبدارخانه، لولهنگ خانه. حتى از مدرسه و حجره كه يكى از خصوصيات مساجد قديم اسلامى است خالى ميشده است. ولى حالا در نقشه مساجد رفته رفته كتابخانه و دفتر و سالن سخنرانى مي‏گذارند، مسجد جامع نارمك كه قريب ۱۵ سال، از ايجاد آن ميگذرد غير از دفتر و كلاس درس قرآن، قرائتخانه و ساختمان درمانگاه و زيرزمين‌هاى مخصوص تدارك و توزيع غذا نيز دارد و بعضى طرح‌ها نيز كه هنوز به مرحله اجراء درنيامده است، داعيه تشكيل يك مركز اسلامى را دارد.
مسئله‏اى كه پيش مي‏آيد و اساس بحث ما مى‏باشد اين است كه صورت و سنتى كه مساجد اسلامى به خود گرفته است و شكوه و رونقى كه مخصوصاً در ايران پيدا كرده كه يكى از مفاخر ملى و هنرى ما را تشكيل مى‏دهد و همچنين تحول و تجمعى‌كه پيش‏آمده است آيا در جهت خواسته‏هاى اسلام‌ بوده يا حساب جداگانه‏ اى دارد و احياناً نقض غرض و عامل تضعيف اسلام اصيل نمى‏باشد؟

گمان مى‏كنم بهتر باشد جواب اين سئوال را در سنت پيشوايان اسلام و در خود قرآن جستجو نمائيم.

مسجدى كه اول دفعه به دستور پيغمبر بنا شد، يك چهار ديوارى بود و بس. با فرش طبيعى از ريگ بيابان كه:

«جُعِلَتْ لِىَ الاَرْضُ مَسْجِداً وَ طَهُورًا» . (۵)

بعدها براى آنكه آفتاب داغ عربستان نمازگزاران را به سختى نياندازد، اجازه داده شد يك پوشش حصيرى يا ليف خرما بالاى سرشان بگذارند. شايد يك ايوان يا صفه نيز كه محل هموارى باشد تعبيه كردند. از منبر و محراب هم مختصر آثارى وجود داشت. اينها همه نشان آن بود كه مسجد نبايد تفضيل وتزئين داشته باشد، فقط سايه‏بانى داشته باشد. حضرت رسول (ص) مي‏فرموده :

«عريشِةً كَعَريشَةِ مُوسى» . (۶)

خوشبختانه نمونه مسجد مورد نظر اسلام در حال حاضر باقى است و شايد كسانى كه توفيق زيارت حج را پيدا كرده‏اند بهترين نماز عمرشان را در مسجد خيف بجا آورده باشند. جلوتر از مسجد رسول‏الله معبدى است كه:

«اِنَّ اَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ...» (۷)

اين معبد كه مادر و مبدأ همه مساجد محسوب شده و ابراهيم(ع) و اسماعيل(ع) سنگ و گِل آن را روى هم چيده‏ اند، مگر غير از يك چهار ديوارى و يك سقف چيز ديگر دارد؟
اگر خدا مي‏خواست و اگر پيغمبران اجازه داشتند آيا نمي‏توانستند سفارش كنند مثل بتخانه ‏ها و مهم‌تر از كاخ‌هاى سلاطين يكسره با زر و زيور پوشيده و با خشتِ طلا و نقره ساخته شود؟

مسلم است كه در محيط ساده‏ىِ بي پيرايه، انصراف از اشتغالات زندگى و جذبه‏اى دنيايى، راحت‏تر حاصل مي‏شود و عبادت خالصانه ‏تر انجام ميگردد.

در عوض به لحاظ محتوى و معنى و در عمل و اثر، مسجد پيغمبر و مساجد صدر اسلام به طورى كه گفته شد هم مسجد و معبد بوده، هم مبدأ اشراق و الهام و مركز تربيت و تجمع و اداره‏ى امّت.سئوالى كه بايد بكنيم اين است كه چطور شد كه چنين شد؟

مسلماً جواب تأثير و تحوّل بشرى است.بشر كارش قياس به نفس و خودبينى است:

در مرحله اول، استخدام و استثمار هر چيز به سود خود.

در مرحله دوم، هر چيز را به رنگ خود و به سود خود درآوردن.

در تاريخ سير تحول مساجد از راه‌هاى ذيل، سه دسته يا سه مقام، روى مساجد كار كرده‏اند واين همان نقش اجتماع روى مسجد است:

۱- خود مردم و مؤمنين گفتند- و خيلى از روى حسن نيت و قصد ثواب هم گفتند - كه چون خدا از همه برتر است و بهترين چيزها بايد نثار نام او شود پس به قياس خانه‏هاى خودمان و بزرگان دنيا خانه خدا و اولياى خدا بايد از هر مكان زيباتر و با شكوه‏تر باشد. از اينجا نهضت تعظيم و تزئين مساجد سرچشمه گرفت.

۲- زورمندان و سلاطين چون مى‏ديدند جداى از مردم هستند و نمى‏خواستند دائماً روى سرنيزه و شمشيرى كه روز اول آنها را وارد سرزمين متصرفى كرده است تكيه نموده و سربازوار زندگى نمايند و از طرف ديگر مي‏ديدند كه مردم اتكاء و احترام خود را به جانب دين و خدا مى‏برند، مسجد را به عنوان يك زمينه تفاهم يافتند و گفتند با تجليل و عمارت مسجد خواهيم توانست خود را در دل مردم جا دهيم و با نقش «ضل اللهى» يك نوع تحكيم قدرت و ضمانت بقاء دست و پا نمائيم.

البته اين كار هميشه از روى سوءنيت و به قصد استفاده از عقايد و عواطف مردم نبود و شايد در مواردى تمايل و توبه به‌درگاه خدا براى جبران گناه‌ها و كفاره ظلم‏ها آنها را به طرف عمارت مسجد و زيارتگاه مي‏كشانده است.

در هر حال مسجد يا معابد، پيوند و جانبه‏اى شد براى پادشاهان و حكام با مردم و با خدا. تا توانستند در تعمير و تكميل و شكوهِ ابنيه دينى، مايه گذاشتند.

مظهر كامل اين جريان را در سلسله صفوى و مخصوصاً شاه عباس مى‏بينيم كه در عين حال سرآمد در سفاكى و مي‌خوارگى و فحشا بوده است. بعدها هم در سلسله قاجاريه فتحعلي‌شاه و بالاخص ناصرالدين‌شاه، صاحب حرمسرا و مستبدِ عياش را، سازنده سردر و گنبد و گلدسته و برپا كننده تكيه مى‏بينيم.

اين كيفيت يا حقيقت، آن‌قدر سابقه‏دار و ريشه‏دار است كه در زمان خود پيغمبر و هم‌زمان با اولين مسجد اسلام مشاهده ميشود، مسجدى كه قرآن نامش را «مسجد ضرار» مى‏گذارد.

«... وَالِّذينَ اتَّخَذوا مَسْجِدًا ضِرارًا...» (۸)

- متوليان معابد و مساجد يعنى كَهَنِه و روحانيون كه طبعاً خواهان امتيازى براى خود در برابر دولت و ملت بوده در يكى‌ حكومت و قدرت را مي ‏ديدند و در ديگرى جمعيت و ثروت از طريق كسب و كار را و بدشان نمي ‏آمد مسجد را به نحوى مورد استفاده و پايگاه اختصاصى قرار دهند.

بديهى است كه مسجد هرقدر از امور اجتماع و زندگى كه قلمروى آن دو دسته است، خالى بماند و يك حالت قدس روحانى خالصانه فارغ از دنيا و مافيها پيدا كند، به‌نفع اين دسته تمام خواهد شد. به‌اين ترتيب مساجد صرفاً جاى راز و نياز پرسر و صدا با خدا و حداكثر محل بحث مسائل شرعى و تعليم عربى گرديد. بايد كالائى در آنجا عرضه شود كه در تخصص آنها بوده، دسته اول خريدار داغ آن باشند و دسته دوم مزاحمتى در تسلط و تمتع‌هاى‏ خود از آن جهت ‏نبينند. مسجد دكانى شد مخصوص متوليان كه بر سر امامت و منبر، انواع فوت و فن‌ها را بايد بكار برند و رقابت‌هاى رسواتر از رقابت‌هاى سياسى و اقتصادى در بگيرد.

در اينجا باز نمى‏خواهيم بگوئيم يكسره حساب دكان و سوءنيت در كار بوده است، چه بسا چنين استنباط و يا استدلال داشته‏اند كه سرپرستى خانه خدا و ارشاد خلق نبايد به‌دست نا اهل بيفتد و وظيفه شرعى خود مى‏ديدند كه توجه خاص و تسلطى در آنجا داشته باشند.

نتيجه سه عامل فوق اين شد كه مسجد مكانى گشت، كم بو و كم خاصيت ولى مقدس، وسيع، رفيع، مجلل و مثلث. مثلث يعنى محيط تقاطع و تفاهم عناصر سه گانه سلطنت و روحانيت و مردم. البته كليسا هم قبلاً وضع مشابهى داشت.

اما مسجد اگر به اين ترتيب به صورت محيط تفاهم سه جانبه‏اى در آمد، ميدان رقابت و برخورد مابين شيطان و خدا هم بود. يا به عبارت ديگر تضادگاه روحِ بشرىِ حيوانى با روح انسانىِ الهى.تضاد، ميان بشرى‌‌كه طبعاً مى‏خواهد هر چيز را به‌رنگ خود و به‌سود خود درآورد و خدايى كه او هم مى‏خواهد، دنياى انسان‌ها به رنگ او و به سود او، يا به عبارت صحيح‌تر به‌سوى او، پيش رود. هر موضوع عالى و محيط‌هاى حق و الهى هميشه كمينگاهى براى شياطين بوده است.

حال براى اينكه منظورِ بانىِ اصلى مسجد را بيابيم به كتاب خدا و برعمل فرستاده او مراجعه مي‏نمائيم. ببينيم قرآن اصالت و اساس مسجد را چه چيز قرار داده است؟

آيا صفت مميزه و شرط اصالت مسجد در داشتنِ گنبد است؟

آيا در كاشيكارى و گچ‌بري‌ها است؟

آيا در ابعاد افقى و قائم ودر نسبت‌هاى طول و عرض بايد جستجو شود؟

آيا در فرش زير پا و در و ديوار بايد تجلى نمايد؟

در قرآن راجع به اين حرف‌ها ، يك كلمه صحبت نشده است. قرآن پايه و اساس را در تقوى و طهارت قرار مى‏دهد.

«لَمَسْجِدٌ اَسَّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ اَوَّلِ يَوْمٍ اَحَقٌّ اَنْ تَقُومَ فيهِ فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ اَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرينَ.
اَفَمَنْ اَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلَى تَقْوى مِنَ اللهِ وَ رِضْوانٍ خَيْرٌ اَمْ مَنْ اَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى شَفاجُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِه فى نارِ جَهَنَّمَ وَ اللهُ لايَهْدِى الْقَوْمَ الْظَّالِمينَ» . (۹)

از قول اميرالمؤمنين على(ع) شنيده‏ام كه مى‏فرمود :

«اُنْظُروا اِلى ماقال وَ لاتَنْظِرُوا اِلى مَنْ قالَ» .(۱۰)

ولى در مورد مسجد چنين سفارش يا تجويزى نيست بلكه قرآن توجه به‌سازنده و نيت سازنده داشته تا آنجا پيش مى‏رود كه پيغمبر، نماز گذاردن در مسجدى را كه به مقصد آزار و كفر و اختلاف بنا شده است منع مى‏نمايد:

« ما كانَ لِلْمُشْرِكينَ اَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللهِ شاهِدينَ عَلى اَنْفُسِهِمْ بَالْكُفْرِ اُولئِكَ حَبِطَتْ اَعْمالُهُمْ وَ فِى‏ النَّارِ هُمْ خالِدُونَ.
اِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللهِ مِنْ امَنَ بِاللهِ وَ الْيَوْمِ الاخِرِ وَ اَقامَ الصَّلوةَ وَ اتَى الْزَّكوةَ...» (۱۱)

«وَ الَّذينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ كُفْراً وَ تَفْريقاً بَيْنَ الْمُؤمِنينَ وَ اِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللهَ وَ رَسُولَهُ... لا تَقُمْ فيهِ اَبَداً لَمَسْجِدٌ» (۱۲)

همچنين اجازه نمي‏دهد مسجد جولانگاه دشمنان خدا شود و مشركين روگردان از خدا به مسجدالحرام نزديك گردند.

«وَ مَنْ اَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللهِ اَنْ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ وَ سَعى فى خَرابِها اُولئِكَ ما كانَ لَهُمْ اَنْ يَدْخُلُوِها اِلاّ خائِفينَ» (۱۳)

«يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اِنَّما الْمُشْرِكُونَ‌ نَجَسٌ فَلا يُقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا» (۱۴)

در تمام اين آيات مي ‏بينيم آنچه قرآن اهميت مى‏دهد نيّت است، سازنده است و عملى است كه در مسجد مي‏خواهند انجام دهند به گفته مولوى از قول خدا:

ما درون را بنگريم و حال را                                نى برون را بنگريم و قال را

خدا با محتوى و اثر مسجد كار دارد و بشر با ظاهر و زرق و برق آن.

ستمگران و استفاده ‏چيان نيز احساس ضرر و باك از جلال و جبروت ظاهر مسجد نداشته با آن در نمى‏افتند ولى محتوا و داخل را شيطان‏وار مى‏خواهند ضايع كنند مانند حشرات و كرم‌هاى طفيلى كه مغز و گوشت ميوه را ميخواهند و مي‏خورند و پوسته خارجى را به عنوان حفاظ و لانه به خوبى نگاه مي ‏دارند.

حتى با تعمير و تبليغ روى ساختمان مساجد و ابنيه دينى ضمن تصرف آنها و تسلط بر علائق مردم، توجه را از محتوى و منظور اصلى كه ذكر خدا و اطاعت خداست به جهات باستانى و هنرى منحرف مى‏سازند.

مطلب ديگر اينكه قرآن و پيغمبر نه تنها مسجد را مثل كليسا براى تاجگذارى پادشاهان، يا براى فريبكارى و زيانكارى دنياداران دنياپرست نخواسته‏اند. بلكه عنايت خاصى نسبت به توده و اجتماع داشته‏اند و از ابتدا مسجد براى مردم بوده است:

«اِنَّ اَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذى بِبَكَّةَ مُبارَكًا وَ هُدًى لِلْعالَمينَ» . (۱۵)

«وَ اَذِّنْ فِى النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَميقٍ» . (۱۶)

درآيه اول انتخاب كلمه «بَيْت» در برابر آتشكده وپرستشگاه قابل توجه است و در آيه دوم به پيغمبر دستور مي ‏دهد همه جا صدا بزند و به سراغ پابرهنه ‏ها و مَركب لنگ دارها رفته به مسجدشان بياورد.

همان‌طور‌كه در كتاب «خانه مردم» (۱۷) تشريح شده است، چه بگوئيم خانه‏ى مردم و چه بگوئيم خانه خدا يك جا را گفته ‏ايم. خدا خانه كعبه را كه «ام المساجد» است محل ثواب و پناهگاه براى مردم مى‏خواند:

«وَ اِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ اَمْنًا وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ اِبْراهيمَ‏ مُصَلًّى...» (۱۸)

خدا مى‏خواهد مسجد متعلق به مردم يا اجتماع و موثر در اجتماع باشد. طبق سنت پيغمبر و خلفاى صدر‌ اسلام مسجد ساده‏ترين و بزرگ‌ترين محل اجتماعات و عبادت دسته جمعى بوده است و امور اجتماع از آنجا سرچشمه مى‏گرفته است.

از طرف ديگر قرآن دفاع از مسجد را هم، چون مالِ مردم و براى مردم است به عهده مردم گذارده است:

 « ... وَ لَوْلا دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فيهَا اسْمُ اللهِ كَثيرًا...» (۱۹)


در قرآن علاوه بر شرايط اساسى و اصولى به ‌بعضى شرايط به‌اصلاح فنى يا فرعى نيز اشاره شده است. مهم‌تر از همه طهارت و پاكيزگى است، آيه ۱۰۹ سوره توبه كه قبلاً گفتيم وآيه:

«... وَ عَهِدْنَا اِلى اِبْراهيمَ وَ اِسْماعيلَ اَنْ طَهِّرا بِيْتِىَ لِلطَّائِفينَ وَ الْعاكِفينَ وَ الرُّكَّعِ السُجُودِ» (۲۰)

مساجد ما متأسفانه مظهر مخالف آنست. بوى مستراح كه هر عابرِ از كنار مسجد را مشمئز مي‏كند، بوى پا و جوراب و لباس كهنه كه به‌ استقبال وارد شوندگان به شبستان مي ‏آيد و طردشان مى‏نمايد، بو و دود سيگار كه بدتر از قهوه‏خانه‏ها و قمارخانه ‏ها فضاى مسجد را پر‌ مي‏كند. مشكلاتى‌كه براى وضو‌گرفتن و تطهير هست و فرش‌هائى كه به واسطه پشمى بودن و سنگينى، مواد چربى و كثافات را در خود نگاه مي ‏دارد و شستشو و تعويض آن مشكل است.

بنابراين هرقدر ساختمان و اداره مسجد مساعد براى نظافت و روشنائى (كه عاملى براى دفع كثافات است) و تهويه دائم و فراوان باشد، عمل صحيحى انجام شده است.

همچنين است ارتفاع و برافراشتگى مسجد كه اجازه داده يا توصيه شده است:

«فى بُيُوتٍ اَذِنَ اللهُ اَنْ تُرْفَعَ...» (۲۱)

مسأله فرعى ديگر كه عملا در كليه مساجد رعايت شده است و وجه امتيازى در مقايسه با كليسا و معابد اديان ديگر مي‏باشد روشنائى و دلبازى مسجد به‌طرف آسمان و طبيعت است. نور آفتاب و روشن بودن مكان مويد پاكيزگى است. به علاوه طبق تشبيه‏هاى مكرر قرآن‌ كه نور و ظلمت را معرف و همطراز با هدايت و ضلالت مى‏آورد و روشنايى تناسب و تأثير ذهنى در جهت بينائى و هدايت‏خواهى دارد. مضافاً به‌اينكه قرآن خود را كتاب روشنِ آشكار بى ابهام و كجى معرفى مى‏نمايد.

اما به هيچ وجه قرآن به چيزهائى كه ما به عنوان شاخص و شرط مسجد بودن چسبيده ايم، توجه نكرده است و اينها اصالت اسلامى ندارد.

مى‏خواهم باز از گنبد و گلدسته و كاشيكارى حرف بزنم. آخرگنبد چه اصالت اسلامى و ملازمه با مسجد بودن دارد. همان طور كه گفتيم مساجد عهد پيغمبر چيزى جز چهار ديوارى و حداكثر سايه‏بان و سكو نداشته است مساجد اوليه‏اى هم‌كه اعراب به‌ايران آوردند همان چهار ديوارى بود و صُفه‏اى. آنقدر مسلمين اوليه به‌شكل مسجد بى‏اعتنا بودند و روح تساهل در اسلام قوى بود كه آتشكده‌ها و كليساها را مسجد مى‏كردند ، و پوشش يا سقف را چهار طاقى مي‏گفتند ، وقتى ايراني‌ها خواستند مساجدشان فضاهاى بلند و وسيع داشته باشد از سابقه معمارى و قصور سلطنتى ساسانى استفاده‌كردند. براى اولين‌ بار مسجد داراب را به‌شكل كاخ ساسانى با شبستان‏ِِ ستون‌دار و ايوان و محوطه گنبددار ساختند. قديمى‏ها خيلى كمتر از ما تعصب داشتند و همان‌ها كه گنبد را روى مسجد و قبور مقدسه مى‏گذاردند روى هشتىِ‌ ‏ورودى خانه، روى حمام و بازار و كاروانسرا و يخچال و دارالحكومه و غيره نيز مي ‏گذاردند.

گنبد زائيده اسلام و لازمه نماز و موعظه نيست. از فقدان آهن و بتون و تيرهاى چوبى بلند برخاسته است و زائيده آجر و خشت است كه قبل از اسلام اختراع شده است. مساله‏اى است صددرصد فنى معمارى و امرغير معنوى. اينك كه شرايط فنى و مصالح ساختمانى عوض شده است. گنبد و طاق و كاشيكارى خود به خود از خانه و بازار و كاخ و كاروانسرا و حمام رفته است، ولى شعائر پرستان مى‏خواهند به نام ملت و مذهب، داغ كهنگى و كهنه ‌پرستى را بر پيشانى مسلمانان و مسلمانى بگذارند و به دست خودمان در ذهن خودى و بيگانه چنين وارد و وانمود كنيم كه يگانه چيزى كه تكان و تجدد در آن نبايد راه داشته باشد مذهب اسلام است.

خلاصه اينكه مسجد لازم است، خوب است، كهنه‏ها را آباد و حفظ كنيم و نوها را با نهايت‌ سادگى و صرفه ‏جويى به‌سبك نو بسازيم و داخلش برويم و بالاجتماع هم برويم. اما مسجدى كه خدا خواسته است، پناهگاهى است براى خلق و به سوى خلق.

در مرحله اول، از شرِّ نفس خودمان از طريق توجه و ذكر و توبه و با تعليم و تربيت؛

در مرحله دوم، از شرِّ دنيا و غوطه‏ور شدن در گرفتاري‌ها و آلودگي‌هاى آن و بالاخره؛

در مرحله سوم، از دست راهزنان خلق از طريق تقوى و تجمع.مسجد بايد تراوشگاه تربيت الهى و تكامل معنوى باشد و مركز و مبدأ اصلاحات و اقدامات اجتماعى.


۱) تدوين و تفصيل سخنرانى جشن مبعث انجمن اسلامى دانشجويان در مسجد هدايت، سال ۱۳۴۷.
اولين چاپ اين اثر در قطع رقعى، توسط انتشارات‏الفتح در سال ۱۳۴۷ انجام و منتشر شده است و به علت ممنوع‏القلم بودن مؤلف، در روى جلد نام مؤلف مهندس مهدى صالح درج شده ولى در چاپهاى بعد اين نام به مهندس مهدى بازرگان اصلاح شده است.

.۲)  نور / ۳۶ و ۳۷ : در خانه ‏هائى (كه) خداوند اجازه داده است بر افراشته شود و نام او صبحگاهان و شبانگاهان به ياد آورده شود.
مردانى (در آنجا جمع مى‏شوند) كه تجارت و معاملات، از ياد خدا و به‌پا كردن نماز و پرداخت زكات بازشان نمى‏دارد (بلكه؟) ترس از روزى دارند كه دلها و چشم‌ها دگرگون مي‏گردد.

. ۳) ملازمه‏ى مذهب با انسان يا ضرورت هميشگى معبود و هدف، از خصيصه‏ى اختيار سرچشمه مي‏گيرد كه امتياز اوليه و اساسى انسان نسبت به حيوان است (رجوع شود به كتاب اختيار، نشريه‏ى شركت سهامى انتشار، مندرج در مجموعه آثار (۷)، از آثار مهندس مهدى بازرگان).

۴) كما آنكه خلقت و طبيعت در منطق قرآن برخلاف تصور و تحريف‌هاى بعدى با هم يكرنگى داشته و مقابل و مخالف شناخته نشده است.

 ۵)  حديث نبوى: خاك براى من سجده گاه و پاك و پاك كننده مقرر شده است.

. ۶)حديث نبوى: كه سايبان آن مانند سايبانِ گهواره موسى (به هنگام نهادن بر روى رودخانه نيل) باشد.

.۷)  آل ‏عمران / ۹۶ : نخستين خانه‏اى كه براى مردم بنا شده...

 ۸)  توبه / ۱۰۷ : خدا شهادت مي‏دهد، آنهايى كه مسجدى مي‏سازند تا زيان رسانند به...

 ۹)  توبه/ ۱۰۸ و ۱۰۹ : ... هر آينه مسجدى كه از روز اول بر تقوى پايه گذارى شده سزاوارتر است در آن بِايستى، در آنجا مردانى هستند كه دوست دارند پاكيزه شوند و خدا پاك شوندگان را دوست دارد.
آيا پس كسى كه پايه (كار) خود را پرهيزكارى و خشنودى خدا قرار داده بهتر است يا كسى كه اساس را برلبه گذرگاه سيل گذارد كه زيرش خالى و شكسته بوده به آن وسيله در آتش جهنم بيفتد؟

.۱۰)  حديث از على(ع): به گفته نگاه كنيد نه به گوينده.

. ۱۱) توبه/ ۱۷ و ۱۸: روا نيست كه مشركين مساجد خدا را بسازند در حالى كه شاهد كفر خود هستند، آنها كارهايشان هدر رفته است.
همانا كسى شايسته عمارت مسجد خداست كه ايمان به خدا و روز واپسين آورد، نماز بپا دارد و زكات بپردازد.

. ۱۲) توبه/ ۱۰۷ و ۱۰۸: و آنان كه مسجد را وسيله زيان رساندن و كفر و تفرقه انداختن ميان مومنين گرفتند و در انتظار (و به‌خاطر) كسى بودند كه با خدا و پيغمبر جنگ كرده است. ... هرگز در چنين مسجدي‌ مَايست.

.۱۳)  بقره/ ۱۱۴ : ستمگرتر از كسى كه نگذارد در مساجد خدا نام او برده شود و در خرابى آن كوشش نمايد كيست؟ چنين مردمى را نشايد كه داخل آن شوند مگر با ترس.

 ۱۴)  توبه/ ۲۸ : اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد همانا كه مشركين پليد و منفوراند بنابراين پس از سالِ حاضر، ديگر نزديك خانه كعبه نشوند.

.۱۵)  آل‏ عمران/ ۹۶: همانا نخستين خانه‏اى كه براى مردم بنا نهاده شد، آن است كه در مكه مى‏باشد و مبارك و راهنما براى جهانيان است.

. ۱۶) حج/ ۲۷: ودر ميان مردم بانگ حج برانداز تا از هر راه دور افتاده‏اى با پاى پياده و سوار بر شتران لاغر (نيز) نزد تو آيند.
۱۷) كتاب «خانه مردم»، ششمين اثر مندرج در مجموعه آثار (۹) به نام «مباحث ايدئولوژيك» مى‏باشد كه درسال ۱۳۸۰ توسط شركت سهامي انتشار چاپ و منتشر شده است (ب.ف.ب).

. ۱۸) بقره/ ۱۲۵: و زمانى كه خانه را محل ثواب براى مردم و پناهگاه قرار داديم و از مقام ابراهيم براى خود جايگاه نماز اتخاذ كنيد...
 ۱۹)  حج/ ۴۰ : ...و اگر خدا بعضى از مردم را به وسيله بعضى ديگر دفع نمي‏نمود حتماً صومعها و معابد و نماز (خانه)‌ها و مساجدى كه در آنجا ها ياد خدا مي‏شود ويران مي‏گرديد...

. ۲۰) بقره/ ۱۲۵ : ... و عهد كرديم با ابراهيم و اسمعيل بر اينكه خانه مرا براى گذارندگان و اقامت گزينان و ركوع و سجود كنندگان پاكيزه نمايند.

. ۲۱) نور / ۳۶ : آن نور در خانم‏هايى است كه خدا رخصت داد ارجمندش دارند...
 

 

`