`

`
`

Mehdi Bazargan
بازرگان؛ آزادیخواه تمام‌عیار

از على غريب

Ali.Gharib28@gmail.com
دى ماه ۱۳۸۶

"ما آخرین کسانی هستیم که از راه قانون اساسی به مبارزه سیاسی برخاستهایم. از رئیس دادگاه انتظار داریم این نکته را به بالاتری‌ها هم بگوید". ۱

این گفته بازرگان در دادگاه نظامی نخستین خط‌کشی علنی و هشدار مستقیم به شاهنشاه آریامهر بود که او را از آینده استبداد و اختناق بیم‌ می‌داد. مهدی بازرگان، مهندس ترمودینامیک، رئیس هیئت خلع ید از انگلیسی‌ها در آبادان و اولین طراح و مجری لوله‌کشی آب شرب تهران ۲ ، استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران، فردی مذهبی با دید روشن و نگاهی نو، آمده بود تا برای استقلال و آزادی وطنش هرآنچه را در توان دارد بگذارد. مصدقی بود و به مصدق افتخار می‌کرد:

"مصدقی هستیم و مصدق را از خادمان بزرگ افتخارات ایران و شرق می‌دانیم."  ۳
"مصدق مظهر آزادی خواهی و پاکدامنی است".۴
"مصدق را هم قهرمان مبارزه با استعمار و استیلای خارجی می دانیم و هم پیشاهنگ و گذارنده اولین سنگ بنای مبارزه با استبداد ." ۵

دفاعیات بازرگان درخشان‌ترین نمود مبارزه او با حکومت شاه بود. فریاد‌های بازرگان در دادگاه، صدای رسای مصدق را در محکمه نظامی به ‌‌یاد می‌آورد:

"دائم می گویند ، این مردم بی سواد و نادان محتاج به قیم و تو سری زننده هستند . اولا به آقایان می گویم ، از کجا معلوم خود شما بی سواد و نادان و محتاج به قیم نباشید ؟ کسی شما را صالح و لایق قیومیت بر سایرین و تو سری زدن بر بقیه و صاحب چنین حقی قرار داده است ؟" ۶ ... "ملت ایران همواره نقش جوجه مرغ را داشته است که در عروسی و عزا سرش را می برند و می گذارند لای پلو!" ۷ ... اگر ما بدنبال قدرت بودیم ، چه ادعایی داشتیم که همه جا پشت به قدرت کرده و مقامات را از دست بدهیم و خانه نشین و کنج نشین زندان شویم؟ چرا پیشنهاد وزارت پست و تلگراف و ریاست دانشگاه را رد کردیم ؟ ۸ چرا که ما می‌دیدیم آزادی از بین رفته و جای عدالت را ظلم گرفته است"  ۹... وقتی آزادی رفت ، همه چیز رفته است. ۱۰... این استبداد بزرگترین دشمن انسان است  ۱۱ .... استبداد از کفر هم بدتر است." ۱۲

بازرگان یک ‌تنه نظام را به چالش کشید:

"سروان بازجو آمد به من گفت که شما چند تا اسم بگویید که چه اشخاصی چه کارهایی کردند ، من شما را خلاص خواهم کرد. گفتم شما چه اصراری دارید که فرمانداری نظامی ایران دستگاه بی شرف سازی شود؟ اشخاص با شرف و انسانیت بیایند اینجا و با متهم کردن دیگران از اینجا سرافکنده و شرف فروخته بروند؟!"  ۱۳
"در برابر هر تیری که استبداد بر سینه ملت می زند و هر گرزی که به سرها می کوبد، سینه ها فراخ تر و سرها بلند تر می شود." ۱۴

بازرگان در محکمه نظامی از دست‌انداختن حکومت ابا نمی‌کرد:

"بطوریکه می دانید در انتخابات کانون مهندسین ، اتوبوس های شرکت واحد برای ریختن آرای کوپنی در صندوق ها براه نمی افتند. حقوق کارمندان ودستمزد کارگران را گروکشی نمی نمایند. از طرف کلانتری و سازمان امنیت]هم[ فشار به کسی وارد نمی شود!"  ۱۵
"افتضاح‌ رای‌گیری را دیگر همه فهمیدند. حتی روزنامه های آمریکایی عکس های زیادی از مناظر کتک زدن و سر تراشیدن منتشر ساخته و از معجزه صندوق‌ها که محمد در آنها انداخته میشد و فضلالله بیرون میآمد! سخن راندند."  ۱۶
در جریان محاکمات زمانی که رئیس دادگاه از بازرگان پرسید: نظر شما در مورد قیام ۲۸ مرداد چیست؟ بازرگان گفت:" قیام فواحش بود!" ۱۷

بازرگان در ادامه گفت:

"دکتر سیاسی] رئیس دانشگاه[ مرا احضار کرد و گفت : این] نامه‌ای که در اعتراض به کنسرسیوم نوشته‌ شده بود و امضای اساتید دانشگاه را در زیر خود داشت[ چه کاری بود که کردید این نامه اعتراض چه فایده‌ای داشت؟ گفتم: من هم خوب می‌دانم که نتیجه عملی ندارد ، اما این کار را کردم فقط برای آنکه بعد ها پسرم بزرگ شد ،‌نگوید پدرم مرد پفیوز و بی غیرتی بود. نگویند نهضت عظیمی چون ملی کردن نفت بر پا شد بعد کودتایی پیش آمد و تمام آن اقدامات و افتخارات را به باد داد ، ولی صدا ازهیچکس در‌نیامد." ۱۸

در جریان محاکمه تیمسار مسئول محاکمه پیغام می‌دهد که اگر بازرگان در جلسه بعدی دادگاه بگوید این مخالفت‌های ما به شخص شاه نیست، بلکه به رده‌های پایین‌تر است، همگی آزاد شده و دادگاه مختومه می‌شود. بازرگان پاسخ می‌دهد:

"برای رفع هر گونه شبهه اعلام می‌کنم که مخالفت و انتقادات ما متوجه شخص شاه است که بر خلاف قانون در امور مملکت دخالت می‌کند. این دادگاه هم به دستور شخص شاه به محاکمه ما پرداخته است!" ۱۹

و بعد از آنکه به وی پیشنهاد دادند که از ذات ملوکانه تقاضای عفو کند گفت:

"ما گناهی نکرده‌ایم که تقاضای عفو کنیم. ما مورد ظلم و حق‌کشی قرار گرفتیم. دیگران بایستی از ما عذر بخواهند." ۲۰

بازرگان سرانجام در این دادگاه فرمایشی به ۱۰ سال زندان محکوم شد وبه همراه دیگر یارانش در نهضت آزادی ایران به زندان رفت. اوکه از همان ابتدای سقوط دولت دکتر مصدق وارد صحنه سیاسی شده بود تا به پایان عمر خط اصلی‌اش را رها نکرد؛ خط استقلال و آزادی. خطی که آن‌را "نسیم حیات بخش کشور" می‌دانست.  ۲۱
بازرگان در سخنرانی به مناسبت آغاز به کار نهضت آزادی گفت::

" ۲۵۰۰ سال كنار نشستیم و اختیار را رها كردیم. حسابمان را كف دستمان گذاردند دائما گرفتاری، خرابی، چپاول تا پشت دروازه شهر، ناامنی، عقب افتادگی و بردگی! اگر مملكت مال همه است همه باید زحمت بكشیم. بفكر باشیم و غم آن را بخوریم و نظر برآن داشته باشیم. اگر ما خرابی‌ها را درست نكنیم اگر جبران غفلت یا خیانت پدران و خودمان را ننمائیم و لكه‌های ننگ را از دامن ایران نزداییم پس كی این كار را بكند؟ معنی و موقع خدمت و فداكاری چیست و كجا است؟" ۲۲

نهضت آزادی ایران در واقع شاخه‌ای منشعب شده از جبهه ملی بود که مذهب را به عنوان یک ایدئولوژی و یک اصل راهنما وارد جهت‌گیری‌ها و مبارزات سیاسی کرده بود. اما مذهبی که به گفته بازرگان آبش با استبداد توی یک جوی نمی‌رفت:

"آب دین و استبداد هیچ گاه در سرچشمه در یک جوی نرفته و نخواهد رفت . این تعارض و جنگ همیشه وجود داشته و خواهد داشت."  ۲۳
"دیانت همیشه در ایران پناهگاه ضد حکومت بوده است." ۲۴

وی در همایش نهضت آزادی در سال ۴۰ حین سخنرانی خود بی‌پروا گفته بود:

"ما همیشه می‌گوییم اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد. چرا نمی‌گوییم: اللهم العن من قتل دکتر سید حسین فاطمی؟"  ۲۵
"مردم رئیس مستبد را با هوا خواهان ومامورینش به حال خود خواهند گذاشت . چنین دستگاهی که تکیه و ریشه ندارد خیلی هم دوام کند با صاحبانش از بین می رود ." ۲۶
"ما می‌گوییم نباید همه چیز مملکت آویخته و وابسته به شخص شاه باشد." ۲۷

نهضت آزادی در سال ۴۲ بیانیه‌ای صادر کرد وگفت:

"خواست ملت ایران یک کلمه است : آزادی ! این سخن فارسی است و قابل فهم . عبری نیست که برای فهم آن احتیاج به مشاور اسرائیلی داشته باشیم . متوجه می شوید یا نه؟ ما آزادی می‌خواهیم." ۲۸

بازرگان ضمن موضع‌گیری شدید علیه شاه در اوج اختناق حکومت سلطنتی گفت:

"کسی که تا دیروز در کاباره‌های ایتالیا می‌رقصید و شراب را بالا می برد ، امروز به حرم مطهر امام رضا وارد می شود و ادعای مسلمانی می‌کند .بارالها که گربه عابد می شود....عابد وزاهد ومسلمانا." ۲۹

و در خاطرات روز ۱۵ /۳ /۴۲ می‌گوید:

"خدا ] شاه را [ لعنتش کند .خدا ملت مسلمان را از دست و شر او نجات دهد."  ۳۰
او به خوبی می‌دانست که حکومت تمامی راه‌های قانونی برای مبارزه را بسته است و پیروزی این انقلاب تنها به ایستادگی و مقاومت مردم بستگی دارد:
"تا خون ریخته نشود ، تا قربانی داده نشود و تا فداکاری نشود هیچ چیز درست نخواهد شد . همه وقت و همه جای دنیا همین بوده است."  ۳۱

بازرگان در فروردین ۵۶ پایه گذار جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر شد ۳۲ و سخت در پی احقاق حقوق زندانیان سیاسی و مبارزان ضدرژیم بود.در ۲۹ خرداد در نامه ای به مراجع اعتراض خود را به زندانی بودن طالقانی اعلام کرد و گفت:

"در این مملکت بی پناه نه می توان تظلم به ظالم برد و نه قبول ظلم کرد و ساکت نشست. این سید جلیل القدر را دو سال است سازمان مدعی امنیت به اتهام واهی دستگیر کرده. آنهایی که این مجتهد را بازداشت کرده اند کوچکترین صلاحیتی قضایی دارند؟" ۳۳

پس ازشهادت دکتر علی شریعتی نیزطی نامه‌ای با حمله به دستگاه به محمدتقی شریعتی نوشت:

"سازمانی که علی] شریعتی [ را بد نام و از درس و دانشگاه بر کنار کرد و نوشته هایش را مدرک جرم و مایه شکنجه جوانان قرار میداد و خودش را در زندان و سپس در جدایی از مردم انداخته و با فشارها و نقشه ها دق کشش کرد، حالا تسلیت سرا و مدیحه خوانش شده است." ۳۴

بازرگان به همراه عده ای در بیانیه ای تحت عنوان "بیانیه درخواست‌های همگانی" در ۱۱ آبان ۵۶ با انتشار اطلاعیه‌ای اخطار کرد که بهتر است شاه دست از خودکامگی بردارد و خواسته‌های ملت ایران را چنین برشمرد:

۱- آزادی زندانیان و تبعید شدگان سیاسی
۲- آزادی مطبوعات
۳- آزادی عقاید و نشر افکار
۴- آزادی احزاب و مجامع و اتحادیه‌ها ۳۵

در اردیبهشت ۵۷ علنا خواستار رفتن شاه شد و در مصاحبه با خبرنگار بلژیک گفت:

"همه می‌دانند که مخالفین کنونی مرکب‌اند از ملیون، آزادی خواهان و مذهبیون مسلمان. چیزی که همه خواستار آن هستند آزادی های دموکراتیک است از قبیل آزادی بیان، آزادی مطبوعات و اجتماعات. این شاه است که با استبداد و کشت وکشتار کلیه طبقات را علیه خود بر انگیخته است. تا زمانی که اعلی‌حضرت در این مملکت هست، ایران روی آزادی به خود نخواهد دید." ۳۶

و در ۳۰ اردیبهشت ۵۷ شاه را به مباهله ملی در تلویزیون دعوت کرد :

"نظر به اینکه دعوت شوندگان در گفتگوهای با خبرنگاران یا افراد دستچین شده روزنامه های تحت سانسور یا حزب واحد هستند که با پرسش های پیش ساخته نقشی جز تایید فرمایشات ملوکانه ندارند آمادگی خود را جهت مصاحبه تلویزیونی اعلام می دارم فکر می کنم شایسته مقام شاهنشاهی هم چنین باشد که یک بار با معترضین به جای چماق و مسلسل و تانک با سلاح قانون و منطق روبرو شوند". ۳۷

و سرانجام حسن ختام و اتمام حجت بازرگان با شاه ، اطلاعیه" شاه باید برود" بود که در ۶ شهریور ۵۷ صادر شد:
" کشور ما به بحرانی ترین روز های تلخ خود رسیده است. رهبر موثر و عامل مقصر کسی نیست جز شخص اعلیحضرت. با ماندن شاه هیچ کاری چاره نخواهد شد. تنها با استعفا و رفتن ایشان مملکت از این بن بست بیرون می‌آید."  ۳۸
به راه انداختن انجن‌های اسلامی، جامعه اسلامی مهندسین، تشکیل گروههای مبارز و فعال سیاسی نظیر نهضت آزادی (که بعدها مجاهدین خلق از دل همین گروه بیرون آمدند و فرزند معنوی نهضت آزادی به شمار می‌رفتند)، برداشت نو از مذهب و آشتی‌دادن نسل جوان با اسلام سیاسی ومدرن راه را برای انقلاب باز کرد و جاده کوب انقلاب گشت. شاه نیز درباره بازرگان گفته بود:
"بازرگان حق زیادی به گردن خمینی دارد زیرا این بازرگان بود که پای اسلام سیاسی را به دانشگاه باز کرد او همیشه متعصبی خشک و سازش ناپذیر بوده است."  ۳۹
روش بازرگان تا آخرین لحظه این بود که حتی‌الامکان بدون خشونت و خونریزی کار سرانجام یابد. ابراهیم یزدی می‌گوید:
"زمانی که آقای خمینی در بیانیه ای در ۸ بهمن ۵۷ به حضور پذیرفتن بختیار را رد و تکذیب کرد بازرگان تلفن زد و از بیانیه امام اظهار ناراحتی کرد. ناراحتی ایشان بیشتر از این بود که چرا خلف وعده شده و در دستگاه امام زیر قول و قرار می‌زنند و آبروی خودشان و ما را می‌برند، ثانیا چرا یک فرصت و امکان عالی را برای پیروزی بدون خونریزی از دست دادیم."۴۰
تظاهرات پرشور مردمی هر روزه با شعارهای" پنجاه سال سلطنت ، پنجاه سال خیانت؛ دروازه تمدن ، با قتل عام مردم؛ ما ملت شاه نیستیم ، ما ملت ایرانیم؛ برادر ارتشی، چرا برادر کشی؟؛ خمینی بت‌شکن،خدا نگهدار تو؛ معلم شهید ما، دکترعلی شریعتی،..." ادامه می‌یافت و سرانجام بساط سلطنت پهلوی برچیده شد و انقلابیون زمام کار را در دست گرفتند.
 

دوران نخست‌وزیری

نخست‌وزیری بازرگان آغاز فصل دیگری از زندگی او بود. بازرگان ۷۲ ساله اینک سکاندار دولت موقت گشته بود تا خواسته‌های انقلابی مردم را جامه عمل بپوشاند.بازرگان علی‌رغم توصیه طالقانی که به او گفته بود نخست‌وزیر نشود، احساس مسئولیت کرد و سمت نخست‌وزیری را برعهده گرفت و به قول خودش "نردبان قدرت آقایان" شد. خود دردمندانه ماجرای نخست وزیر شدنش را اینگونه تعریف می‌کند:

"در جلسه ای که برای نخست وزیری اتمام حجت کردم و از آاقایان خواستم موافقت و مخالفت خودشان را اعلام کنند سکوت و قبولی و اصرار آقایان روحانی شورای انقلاب و امام در برابر شرایط و اتمام حجت من باعث تعجبم شد و انتظار آنرا نداشتم. بعد ها معلوم شد آقای خامنه ای( رئیس جمهور) در یکی از مصاحبه‌های خود در دهه فجر اظهار کرده‌اند که شخص دیگری را نداشتیم و خودمان هم آن موقع نمی توانستیم. دوستان و من غافل از این بودیم که بعد ها چه معامله خواهند کرد و مرا بطور موقت برای جلب اعتماد مردم ایران و خارج و اعتبار انقلاب به عنوان نردبان قدرت در آنجا می‌گذارند و راه و برنامه های خودشان را گام به گام دنبال خواهند کرد. طالقانی توصیه کرده بود نپذیریم و فرموده بود این آقایان وفا و صفا نخواهند داشت ولی دوستان و خود من در چنان اوضاع و احوال اجتماعی وظیفه شرعی خودمان می‌دانستیم شانه از زیر مسئولیت خالی نکنیم. بالاخره با خواندن در جمع و استماع و تصویب امام متن فرمان( نخست وزیری) به شرحی كه شنیده یا دیده‌اید صادر شد. من سرم را به زیر انداخته صادقانه و صمیمانه دنبال اجرای این فرمان راه افتادم و آقایان متولیان شورای انقلاب هم به دنبال نقشه و كارهای انقلاب آن طور كه فكر خودشان بود رفتند." ۴۱

آقای خمینی که در جلسه تنفیذ حکم نخست وزیری، مهندس بازرگان را " مردی که از نزدیک می شناسد"،" صالح و متدین" و"عقیده مند به دیانت و امین و ملی" خوانده بود ۴۲، بعدها انتخاب او را کاری "اشتباه" نامید و از این انتخاب ابراز پشیمانی کرد:

"دولت موقت را قرار دادیم خطا کردیم. از اول باید یک دولتی که قاطع باشد و جوان باشد و بتواند مملکت را اداره کند نه یک دولتی که نتواند. منتها آن وقت ما نداشتیم فردی را که بتوانیم انتخاب کنیم . انتخاب شد وخطا شد."  ۴۳
"والله قسم من با نخست وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی می‎دانستم والله قسم من رای به ریاست جمهوری بنی صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم." ۴۴

با نخست‌وزیری بازرگان روح تازه در کالبد انقلاب دمیده شد. در۱۹ بهمن ۵۷ میلیونها نفر در راهپیمایی فریاد زدند بازرگان، بازرگان، نخست وزیر ایران ۴۵ . مردم با شعارهای بازرگان، بازرگان، مجری حکم قرآن؛ بازرگان، بازرگان،حکومت مبارک؛حکومت خود کامان هرگز ،حکومت بازرگان آری، به استقبال نخست‌وزیر آمدند. اما آیا رفتارها و کنش‌های او می‌توانست آتش پرالتهاب مردم را فرونشاند؟ در آن جو انتقامی و انقلابی آن روز بازرگان از معدود افرادی بود که همه را به آرامش، گذشت ورعایت اخلاق اسلامی دعوت می‌کرد:

"ما اگر بخواهیم تصفیه و پاكسازی بكنیم، مثل دورۀ قبل از رفتن شاه باید كار سازندگی و انجام وظایف مربوط به این دوران و جواب دادن بخواسته ها و احتیاجات را كنار بگذاریم و از همه كه ناراحتی داریم، سوء ظن داریم، آنها را تصفیه بكنیم.اما محمد انتقام نگرفت، اسیر نگرفت، غارت نكرد، رفتار پیغمبر دلهای سخت ترین دشمنان خویش را به هیجان آورد، كینه های كهنه را شست و جای آنرا محبت وی پر كرد ..."  ۴۶
"این سیل، تب انقلاب است که متاسفانه با کینه و ستیز و انتقام جویی همراه شده است. آنچه عقل و خدا حکم می کند این است که این سیل در کانال های مفید جاری می شود تا خرابی ببار نیاورد ."  ۴۷
"خدا آنچه را که گذشت عفو کرد ،ما هم به دستور خدا وپیغمبر عمل کنیم. الآن مملکت رفته روی بدبینی و انتقام و دشمنی، یعنی باز هم همان روح تخریب به نام پاکسازی".  ۴۸
"توصیه می کنم هموطنان عزیز برادروار با افسران و سربازان رفتار نمایند و از هر گونه حمله و خرابکاری، آتش سوزی، آزار، دخالت و تصرف به موسسات ارتشی و نظامی خود داری نمایند و عمارات دولتی و عمومی را که متعلق به مردم و کشور می باشد حفاظت نموده نگذارند لا‌ابالی‌گران و بی خردان خسارت و مزاحمتی پدید آورند." ۴۹
"بنده مخالف انتقام و تسویه حسابهای شخصی هستم حسابهای گذشته را باید گذاشت کنار و رفت به ملت و مردم ایران خوشبین بود."  ۵۰
و اعلام کرد:
"من طرفدار عفو عمومی هستم" ۵۱

بازرگان دائما بر حق مردم و آزادی آن‌ها تاکید می‌کرد:

"قدرت الهی فقط به روحانیون تفویض نشده بلکه متعلق به تمام مردم است."  ۵۲
"هدف ما حاکمیت خلق است. ما می خواهیم استقلال مملکت ایران حفظ شود".  ۵۳
"باید حاکمیت را به خود ملت سپرد."  ۵۴
"بگذاریم گروههای اقلیت طرفدار قانون اساسی به تناسب جمعیت و طرفدارانشان نماینده ای به مجلس بفرستند تا نظرات و انتقادات خود را آزادانه و با مسالمت ابراز دارند ."  ۵۵
"آیا جمهوری اسلامی همین بود؟ مردم باید همه‌چیز را بدانند . مردم وقتی نباشند حکومت به چه دردی می خورد؟ وقتی راضی نباشند به چه دردی می خورد؟!"  ۵۶
"آن کسی که رای مردم را داشت او باید حاکم باشد نه اینکه بنده بدلیل اینکه مهندسم و ۵۰ سال در مبارزه بوده ام. نه. اگر ملت به من رای داد کار می کنم اگر رای نداد دیگر هیچ حقی ندارم که بگویم من متخصصم و فلان خصوصیت را دارم . اصلا نشانه تقوی انتخاب مردم و رای مردم است".  ۵۷
" آن دینی که با اجبار و زور تحمیل شود پیش خدا ارزشی ندارد."  ۵۸
"قران و اسلام و خلقت مبنایش روی آزادی است . خدا آزادی را به انسان ارزانی داشت." ۵۹

بازرگان با بستن روزنامه ها بشدت مخالف بود. زمانی که دادستان انقلاب اسلامی وارد عمل شد و به تعطیل کردن مطبوعات اقدام کرد، بازرگان اعلام کرد:

"اگر دوتا روزنامه و مجله یا چهار سطری در یک مقاله ، بی پایه و احیانا مغرضانه باشد، به خاطر یک بی‌نماز در مسجد را نمی‌بندند وجلوی آزادی بیان و قلم را نمی‌گیرند."  ۶۰
"دولت در برابر فشار تسلیم نمی شود. دولت در برابر حق قانونی خود تمکین و تبعیت دارد." ۶۱

بعد از استعفای دولت موقت، بازرگان در پاسخ به آن‌ها که از دولتش انتقاد می‌کردند راجع به همین آزادی گفت:

"پس ازبرکناری دولت موقت یکی ازگناهانی‌که برای‌ماشمردند یکی آزادیخواه بودن و لیبرال بودن ماست. اما حالا باید بگویم که اگر ما لیبرال نبودیم آنها که مقاله می نویسند و نشریه می دهند امروز بودند یا نه؟ اقلا این حق شناسی را ندارند که بگویند خدا پدر بازرگان را بیامرزد شما آدم بدی بودید، لیبرال بودید، ولی در نتیجه لیبرال بودن شما ما به همه چیز رسیدیم." ۶۲

در مقابل بار شدید انتقاد‌ها روی دولت موقت بود که چرا انقلابی و قاطع عمل نمی‌کند. حملات به دولت موقت از هر سو اوج می‌گرفت:

منتظری: "دولت در قضیه کردستان مسامحه کرده و مقصر است." ۶۳
ایت الله مشکینی: "به خدا شاید زمان طاغوت هم این همه جنایت دولت موقت را انجام نداده بودند دولت موقت و هیئت دولت باید محاکمه شوند." ۶۴
حبیب الله پیمان : "حاکمیت لیبرالها امپریالیسم آمریکا را امید وار کرده بود اما امام با قاطعیت راه سازشکاری را بست." ۶۵
محمد منتظری : "بازرگان مرد متینی است، دروغ نمی گوید اما همانطور که صهیونیسم پدر نیکسون و کارتر را در اورد حالا حرف در دهان مهندس بازرگان می گذارد."۶۶
موسوی‌خوئینی‌ها:" سیاست گام به گام دولت موقت جریان انحرافی آمریکا در انقلاب ایران بود."۶۷
سید احمد خمینی:" امام بی مهابا به آمریکا می تازد ولی دولت و شورای انقلاب یک اعلامیه هم علیه آمریکا نداده اند."۶۸
مهدی کروبی:" سیاست خارجی دولت موقت سازشکارانه است." ۶۹

بازرگان در مقابل این‌ انتقادها گفت:

"اگر مقصود از انقلاب؛ عمل کردن، زدن و ریختن وکشتن و پاشیدن و پا روی همه اصول و قانون و مقررات گذاشتن باشد البته دولت و شخص بنده انقلابی نیستیم. اما اگر بنا باشد که نظم واصول و سیستم و تغیر عمیق باشد ما انقلابی بودیم و هستیم."  ۷۰
"اما اینکه می گویند دولت قاطع نیست ، فکر کنید کسی را چاقویی دستش می دهند اما تیغه چاقو را به کس دیگری می دهند دستش چاقویی است که اصلا تیغه ندارد." ۷۱
"مجلس ختم تشکیل می دهند برای سپاه پاسداران ، آقای واعظ مطلبی خداپسندانه تر از حمله به دولت موقت پیدا نمی کن. گروهها و احزاب و حتی رادیو تلویزیون که با پول دولت کار می کند وظیفه خودشان را اعتراض و حمله و ایراد و انتقاد به دولت می دانند."۷۲
"کار بسیارمشکل است، برای اینکه اگر از مسائل ومشکلات بگویم و درددل کنم، می گویند چرا نق می‌زند! اگر حقایق را پوست کنده بگویم می گویند چرا دیکتاتور شده !" ۷۳
"ما نمی توانیم برای فرماندهی لشکر مثلا آدم از قم بیاوریم! می‌گردیم یک متخصص پیدا می کنیم و می‌گذاریم رئیس شهربانی. بلافاصله دادگاه های انقلاب و کمیته‌ها راه می افتند همین شخص را توقیف می کنند . چاره ای جز استفاده از افراد متخصص نداریم مگر اینکه بگویید نه اشکالی ندارد یک سره بنشینید قصابی کنید! انقلاب کنید! بگیرید، ببندید، بزنید، بکشید، محاصره کنید. دیروز عده ای مقابل ساختمان نخست وزیری جمع شده بودند وقتی خوب گوش دادم دیدم یک چیزی مثل آهنگ می خواندند یکی می گفت : وزیر دفاع بقیه می گفتند طاغوت است! وزیر دفاعی که رئیس ستاد مصدق بود و طاغوت او را به سه سال زندان محکوم کرد." ۷۴
"وقتی مدیرکلی را وزیری در یک محل می گذارد یا استانداری به جایی می رود و این مدیر کل را عده ای بنام پاسدار یا مامور می گیرند و تهدید می کنند و یا دادگاه انقلاب او را احضار می کند دیگر آن وزیر چه کار می‌تواند بکند ؟" ۷۵
"گرانی می‌شود ، ارزانی می‌شود،هر کاری وقتی بد است مقصر دولت است اما کار خوب هر چه بشود بنام هزار نفر است و آنها هستند که می کنند." ۷۶

تمام هم و غم بازرگان در این دوران جلوگیری از اعدام‌های بی‌رویه، انتقام‌جویی‌ها و رفتارهای غیرمتعارف بود. ماشین کمیته‌های انقلاب، سپاه و دادگاه‌های انقلاب به راه افتاده بود و هر کسی را به هر بهانه‌ای درو می‌کرد :

"این کمیته ها یکسری کار بیجا انجام می دهند نظیر این بازداشتها و ممانعتها و مزاحمتهای بسیار که علی رغم وظیفه شان است به ادارات می روند و مسئولین را بازداشت میکنند ، زندانی میکنند ویا با اسلحه تهدید به توقیف و توهین می کنند . بدتر و وحشتناک‌تر و خطرناک تر از همه حمله‌هایی است که به سفارتخانه‌ها و اتباع بیگانه می کنند و با این عمل آبروی اسلام و دولت و مملکت و همه را می‌برند." ۷۷
"این بگیر و بند ها ، این بزن بکش ها ،این سلب امنیت و اطمینانی که از مردم شده و هر روز در روزنامه‌ها یمان نمونه ها و نشانه های اعدام ها کشتار ها و سخت گیری های شدید را می خوانیم یک حالت تزلزل و وحشت و ناراحتی و نگرانی بوجود آورده و ملت ایران یک حالت عدم تعادل پیدا کرده همه می پرسند اگر کمیته ها و پاسداران و افرادیکه بنام کمیته و پاسدار با نهایت بی حیایی و ناجوانمردی به نام امام می کنند و اسلحه هم دارند این وضع اگر ادامه پیدا کند عاقبت این ملک و ملت و مردم و دولت چه خواهد شد وقتی افراد با گناه و بی گناه روی حساب عدالت خواهی یا خصوصی و غرض ورزی دستگیر شوند اصلا زندگی دیگر وجود نخواهد داشت چه برسد به ترقی و رسیدن به محیط عدالت و وضع مطلوب ." ۷۸
"موج عظیم مصادره و تصفیه حسابها که جلوه شدیدش یک ماه ونیم بعد پیروزی بود،صورت خاصی پیدا کرده و بنده اسم انتقام روی آن گذاشته‌ام. از شعارهای دیگر طرد کارمندان و بر کناری آنها است که اول متوجه به چند وزیرو مدیر کل رژیم گذشته بود و بعد ها دامنه این خصومت ایرادها و اتهامات مذهبی حتی جبهه ملی و مصدقی بودن را هم در بر گرفته و جزو لوازم انقلاب شده است." ۷۹
"مجامع بین المللی که یکروزی ما به آنها متوسل می شدیم و به داد ما می رسیدند، اینهایی که وقتی ما میگفتیم چرا با زندانیان سیاسی این کارها را می کنید چرا در دادگاههای غیر علنی ما را محکوم می کنید آنها حرف ما را به گوش دنیا می رساندندو پشتیبان ما می شدند حالا همانها به این دولت انقلاب اعتراض می کنند و از ما می پرسند چرا این کارها را میکنید ؟ ببینید چه بی آبرویی برای ما در دنیا برپا شده ." ۸۰
"امروز اسلام و انقلاب ما یکی از مظلوم‌ترین موجودات روی زمین شده است.مثل این امامزاده‌ها شده است که هر کس دخیلی به ضریح آن می‌بندد. آن قدر به ضریح این امامزاده غریب طلسم تضاد و طبقات و شمایل خدایان خشم با خنجر‌های خون‌چکان آویزان کرده‌اند که ضریح و مرقد گم شده است!" ۸۱
"بدشانسی دولت در این است که در این مملکت هر وقت کسی ناراحت می شود نقابی به صورتش می زند و با ژ-۳ به خانه طرف میرود و می گیرد و مصادره می کند و زن و بچه آن بیچاره را ویلان می کند." ۸۲
"محاکمات باید قانونی باشد. آن چیزی که ما به شاه اعتراض می‌کردیم این بود که چرا محاکمات ما علنی نیست و ما وکیل نداریم." ۸۳

بازرگان لبه تیز انتقادات خود را متوجه حجت‌الاسلام خلخالی، حاکم شرع انقلاب کرد و گفت:

" آقای خلخالی از آدمکشی لذت می‌برد!" ۸۴

آنقدر این بگیر و ببندها ادامه پیدا کرد تا صدای همه درآمد.

ناصر مکارم:" به حکومت ژ-۳ پایان دهید."۸۵
آیت الله شریعتمداری:"ایجاد وحشت و تصفیه حساب خصوصی راه خطرناک به سوی اختناق و استبداد خواهد بود با عفو و اغماض می توان تا حدودی به کارها سروسامان داد."۸۶
 آیت‌الله طباطبایی قمی:"کشتار و زندان و مصادره اموال به قدری کثیف انجام می‌شود که واقعا نمی‌شود توصیف کرد. عده‌ای به نام بنیاد مستضعفین مرتبا اموال مردم را از خانه می‌برند و توقیف می‌کنند... زندان‌های بیجا، تازیانه‌های بیجا، افراد را می‌آورند و با وقاحت تازیانه می‌زنند بدون آنکه جرمی به ایشان ثابت شود. مصادرات بی‌مورد، زندان‌های بی‌مورد، احکام بی‌مورد، کشتارهای بی‌مورد. دیروز به امام یادآور شدم که آقا! عفو عمومی بدهید..."۸۷
حسن ثقفی: "چهره زشت و ترسناکی از اسلام ساخته ایم. این همه نارضایتی و اضطراب و خشم مردم را نباید نادیده گرفت."۸۸
سید احمد خمینی:" تا دیروز رئیس کلانتری شاهنشاهی می گرفت ومی زد امروز رئیس کلان