پرســـش و پاســـخ درباره
قــرآن
در اين بخش سؤالاتى كه از طرف
شما از طريق ايميل مطرح و پاسخ داده شده است را گردآورى نموده ايم. براى مشاهده
پاسخ بر روى سؤال كليك نماييد. پس از مطالعه پاسخ مجددا بر روى سؤال كليك كرده
تا بحالت اوّل بازگردد.
۱) در بخش هايي از قرآن كه
خدا در باره كافران سخن ميگويد و آنانرا تهديد مي كند ، سخنان به گونه ايست كه
انگار انساني در مقابل انسان ديگر جبهه گرفته ، به بيان ديگرسخنان خداگونه ! نيست
چونكه با كودك سر و كارت فتاد ، پس زبان كودكي
بايد گشاد ، خدا به زبان بشري با ما گفتگو ميكند ! شما بفرمائيد چه پيشنهادي
داريد كه اگر خدا آنگونه با ما صحبت ميكرد بهتر بود
۲) در ایاتی از قرآن ،
کافران برای آوردن سوره ای مانند قرآن به مبارزه طلبیده شده اند. سوال من این است
که معیار مانند بودن یا نبودن در چیست؟ و اساسا در مقوله ای مانند ادبیات که سلیقه
ها موثر است ، بهتر یا بی مانند معنی دار است؟
ادبي بودن متن قرآن،كه از گذشته امتيازي براي اين
كتاب از ديدگاه مفسرين محسوب ميشده ، چيزي نيست كه خود قرآن بر آن تكيه كرده
باشد !! قرآن فقط ميگويد مشابه آنرا نميتوانيد بياوريد . درست است براي يك
فارسي زبان ديوان حافظ روان تر است و بالاخره ميتوان ادعا كرد اينهم متني ادبي
بنابراين قابل تشبيه است . اما ويژه گي خاص قرآن كه شبيه ندارد ، سخن گفتن
همزمان از گذشته ، حال ، آينده ، تاريخ ، طبيعت و شريعت است . ما اسير زمان و
مكان هستيم و بيرون از آن سخني نميگوئيم ، تنها خداست كه بيرون از زمان و مكان
و ماده است ، اول و آخر و ظاهر و باطن است و ميتواند در قرآن هم از اقوام گذشته
سخن بگويد و هم از معاصرين پيامبر و هم از آخرتي كه هنوز براي ما تحقق نيافته
است
۳) شما خود با زبان فارسی
آشنا هستید ونارسایی های ترجمه ی فارسی را در فهم میدانید، من برای درک دقیق تر
باید چه کنم ؟ آیا فقط با خواندن عربی میتوان اشراف پیدا کرد یا دیکشنری هایی که
انسان خودش برای خود درست می کند و کلمات پر کاربرد و کلیدی را داراست کافی می باشد
خواهشمندم مشورتی به من بدهید. سوال دیگرم این است که من احساس نیازی دارم که باید
برای خودم کتابچه ی قواعد درست کنم آیا شما می توانید پیشنهادی به من بدهید
آموزش قرآن نياز زيادي به آموزش زبان عربي ندارد ،
قرآن از ساده ترين متون عربي است و به آساني ميتوان آنرا فراگرفت . كتابهاي
خودآموز زيادي در اين مورد وجود دارد . من كتاب " خودآموز آموزش قرآن" مرحوم
مهندس بازرگان را كه در سه جلد ( در يك جلد)چاپ شده است به شما معرفي ميكنم كه
بر خلاف متدهاي دير بيشتر روي تمرين تكيه كرده و قواعد را بعنوان نتيجه دانسته
ها دير تر مطرح ميكند . شما ميتوانيد آنرا از شركت انتشار ۳۳۱۱۴۰۴۴ تهيه كنيد
۴) چرا در قرآن در هیچ آیه
ای مستقیم با زنان صحبت نشده و حتی موارد مربوط به زنان غیر مستقیم مطرح شده است؟
اولا در آياتي مثل مريم ۴۲ و احزاب ۳۰ تا ۳۲ زنان
مخاطب واقع شده اند ، ثانيا هر كجا كه خطاب " يا ايهاالانسان ، يا ايهاالذين
آمنوا ، يا اهل الكتاب و .... آمده است مخاطب هر دو جنس هستند . ثالثا قرآن به
زبان و فرهنگ عرب نازل شده و رسم آن زمان چنین بوده که جمع متشکل از مرد و زن
را با ضمیر مذکر خطاب میکردند
۵) در سوره الرحمن آمده
است:ستارگان و درختان سجده می کنند.جرا باری تعالی این دو پدیده به ظاهر متفاوت را
در کنار هم آورده است؟
معناي " شجر " هميشه درخت نيست ، درخت مصداق و
نمونه اي از مفهوم شجر است . در قرآن اين واژه به معاني مختلفي آمده است .
اصولا هرآنچه مانند درخت از ريشه ، بدنه اصلي ، شاخه ها و برگهائي تشكيل شده
باشد ، شجره است.( شجره طيبه ، شجره خبيثه ، شجره ملعونه و ... ) مثل نظامات
حكومتي يا فكري و فرهنگي كه ريشه و زمينه اي در جامعه دارند و رهبري همچون تنه
اصلي درخت و اعضائي مثل شاخه ها و شعبات و بالاخره اجزاء و افرادي مثل برگها ،
پس يك سيستم و " شبكه" و Network مورد نظر است كه مصاديق مختلف ميتواند داشته
باشد. آيات ۵ تا ۷ سوره " الرحمن" تماما در باره پديده هاي آسماني مانند خورشيد
و ماه و نجم و آسمان در حال رفعت است ، در اين ميان نام بردن از درخت بي تناسب
به نظر ميرسد . آيا فكر نميكنيد كلمه "شجر" در اينجا اشاره به شبكه آسماني يعني
" كهكشان " باشد ؟ اله اعلم
۶) وقتى شما ميگويد
بعضى مسلمانان با توسل به احاديث جعلی اعمال خشونت آمیز یا ترور را توجیه ميكنند،
براى من اين سؤال پيش ميايد كه شايد همين تحريفات براى قرآن هم حادث شده است
بنظر من آنچه خشونت طلبان مورد استناد قرار ميدهند
عمدتا مربوط به روايات غير معتبر است ، من در كتاب " آزادي در قرآن" نشان داده
ام كه تمام آيات به ظاهر خشن قرآن كاملا حالت دفاعي و ناچاري دارد و اسلام
مطلقا خشونت را بر نمي تابد
۷) سوال بنده در مورد
تکرار های مکرر قران در مورد موضوعات مختلف است نظیر قوم عاد ، ثمود و پیامبران
الهی دیگر. دهها بار داستانی را در سور مختلف آوردن از چه بابت بوده و ایا
این با روح موجز بودن در تقابل نیست؟
شما همين تكرار را در مورد گوشت و پوست و استخوان و رگ
و پي و ... در همه قسمت هاي بدن ميبينيد . اما در هر عضوي نقشي مستقل ايفا ميكنند
و تركيب و نسبتشان فرق ميكند ، مثلا در مچ دست استخوان غالب است و در ران گوشت !
درست است كه تكرار است ، اما در واقع تكرار نيست و نقش ها متفاوت است. قصه هاي
قرآن، هر بخش آن در خدمت هدف سوره اي كه در آن واقع شده است قرار ميگيرد
۸) آیا عدم تحریف قرآن را
میتوان به صرف آیه ای از خود قرآن قبول کرد
عدم تحريف قرآن علاوه بر شهادت آيات فراوان ، شواهد
مسلم تاريحي نيز دارد و مهمتر از آن ملاحظات آماري و رياضي است ( كه در نامه
بنده به جناب دكتر سروش به آن اشاره شده است )
۹) اگر ممکن است ، در مورد
واژه "شقاق" در ابتدای سوره صاد کمی بیشتر توضیح دهید. طبق بیان شما، این کلمه
جدایی و راه متفاوت رفتن ازعامه مردم را بیان میکند. ایا این متفاوت بودن مثبت
نیست؟ چرا در این قسمت قران به عنوان یک صفت منفی بیان شده است؟
منظور از شقاق روحيه تكروي و تكبري است كه شخص خود
را بالاتر از مردم عادي ميداند ونميخواهد در رديف آنان و در تساوي حقوقي با
آنان باشد ، و گرنه استقلال شخصيتي و جدائي از افكار موروثي باطل توده هاي مردم
فضيلت است
۱۰) در سوره بقره ایه ۶۱
منظور از اینکه ستاره پرستان جزو رستگاران هستند چیست
صابئين" ستاره پرست نبودند بلكه قومي موحد و پيرو
حضرت يحيي ( يا زكريا) بودند كه بيشتر آنها اكنون در خوزستان زندگي ميكنند . در
اين مورد كتابي از خودشان اخيرا ديده ام كه نشان ميدهد قومي خداپرست هستند
۱۱) خداوند متعال در سوره
احقاف آیه ۱۵ میفرماید : «و وصینا الانسان بوالدیه احساناً» و در سوره عنکبوت آیه ۸
میفرماید : « و وصینا الانسان بوالدیه حسنا » حال سوالی که مطرح میشود این است با
توجه به این که کلمه احسان متعدی است و کلمه حسن لازم ، فرق بین احسان و حسن در
کلام الهی چیست
حسن زيبائي در رفتار است و احسان زيبا رفتار كردن .
احسان در باب افعال ، نيكوئي كردن است، اما حسن نفس نيكوئي است .هر دو يكي است با
تفاوتي در تعبير.
۱۲) آيا تمامى وحيهائى
كه به پيامبر اكرم رسيده در قرآن ذكر شده؟ به عبارت ديگر، آيا فقط قرآن به پيامبر
وحى شده؟ يا نكته ديگرى هم بوده كه فقط پيامبر از آنها آگاهى داشتهاند؟
خداوند هرآنچه براي هدايت بندگان ضرورت داشته
بدون كم و كاست به پيامبر نازل كرده و چيزي فروگذار نكرده است، تا لازم باشد
رسول مكرم آنرا تكميل نمايد ( ما فرطنا فی الکتاب من شی ـــ فیه تبیان کلشی)،
هر چند ممكن است، به گونه اي كه براي معلمان نيز جزوات راهنماي تدريس تهيه
ميكنند، آن عزيز نيز الهاماتي كه مسلمانان "حديث قدسي" اش مي نامند دريافت كرده
باشد ، كه بنده مستند قرآني براي آن ندارم.
۱۳) چه کتاب هایی برای
مطالعه اسلامی و قرآنی بخوانیم که تحریف نشده باشد ؟ کدام کتاب تفسیر قرآن بخوانیم
معرفي كتاب تابع نيازهاي فكري و ذوق ذهني شماست .
اگر سري به شركت انتشار ( ۳۳۱۱۴۰۴۴) بزنيد ميتوانيد از مجموعه آنها انتخاب
مناسبي داشته باشيد . در مورد تفسير قرآن ، من " پرتوي از قرآن" مرحوم طالقاني
را ترجيح ميدهم ، اما متاسفانه قدري ثقيل است و فقط بخشي از قرآن را شامل ميشود
. تفسير الميزان هم خوب است ، ساده ترين آنها كه براي افراد غير متخصص هم مفيد
است ، تفسير " نمونه" آقاي مكارم شيرازي است كه بسيار روان و قابل فهم و تا
حدودی علمی است ، هرچند ديدگاههاي سنتي حوزه ر نیز انتقال ميدهد
۱۴) در آخر سوره اسرا
میفرماید قرآن را جز جز بر پیامبر نازل کرده است . آیا این با یکباره نازل شدن قرآن
در شب قدر تناقض ندارد ؟
قرآن در شب قدر به يكباره بر قلب پيامبر نازل شد
اما در طول ۲۳ سال به تدريج بر مردم ، از طريق پيامبر، تنزيل گرديد . در مقام
مثال ، ايده اي ناگهان به ذهن نويسنده اي خطور ميكند اما ماهها طول ميكشد تا
آنرا به رشته تحرير در آورد
۱۵) زماني قرآن برايم
محرك خشونت بود و الان محرك سعه صدرو مدارا شده است . خدا را شاكرم كه از آن ديدگاه
خشونت آفرين نجاتم داد
به قول مولوي:
| از خدا مي خواه تا زين نكته ها |
در نلغزي و رسي در منتها |
| زآنكه از قرآن بسي گمره شدند |
زآن رسن قومي درون چه شدند |
| مر رسن را نيست جرمي اي عنود |
چون ترا سوداي سربالانبود |
۱۶) فرق محکمات و
متشابهات در قرآن چیست
محكم و متشابه به نسبت درك و فهم ما و رشد علمي بشر
است ، يعني بتدريج از دامنه متشابهات كاسته و به محكمات اضافه ميشود ،متشابهات
عمدتا آيات مربوط به عوالم قيامت اند كه بدليل خارج بودن از درك و دانش امروز
بشري به زبان تشبيه و تمثيل بيان شده است
۱۷) لطفا كتابي در مورد
مباحث آيات متشابه و محكم و منسوخ و.. منتشر شده .در ايران معرفي فرماييد آيا مي
توان گفت بعضي از آيات قران توسط بعضي از آيات ديگر باطل شده است و اين با جاودانه
بودن قران منافاتي ندارد
بهترين نوشته اي كه در اين مورد ميتوانم به شما معرفي كنم تفسير پرتوي از قرآن مرحوم طالقاني ،( قسمت پنجم ، تفسير سوره آل عمران ، آيه مورد نظر ) ميباشد در آنجا خواهيد ديد كه هيچ آيه اي ابطال نگرديده ، بلكه آيات منسوخ نيز در شرايط ديگر و در مناسبت هاي متفاوت لازم الاجرا ميباشد
۱۸) آیه ۱۱ سوره مبارکه
رعد و آیه ۵۳ سوره مبارکه انفال میفرماید ( بیگمان خداوند آنچه قومی دارند
دگرگون نکند مگر آنچه در دلها دارند دگرگون کنند). آیا گرفتاری مردم عزیز ما
در ابعاد اقتصادی. اجتماعی. معنوی .فساد اخلاقی و .... نشانه عدم شکر نعمت های
خداوند بوده یا تقصیر مردم عوام در انتخاب اربابانی از یک گروه خواص میباشد؟
وقتی خداوند میفرماید : " ما بقوم ..." منظور همه
قوم هستند، نه بخشی از آنها . بین توده های مردم و حاکمان رابطه ای دوطرفه
برقرار است ، هر دو در بد و خوبشان مقصر ومؤثراند
۱۹)
در تفسیر المیزان جزء دهم-سوره توبه، دو آیه آخر این سوره به نحوی مورد شک قرار
داده میشود. از طرفی در اثبات ریاضیات قرآن، دکتر رشاد خلیفه این دو آیه را از قرآن
حذف کرده است. شما چه نظری دارید؟
اصل و مبنا قرار دادن یک رابطه ریاضی ، آنگاه حذف
هرآنچه با آن انطباق پیدا نکند ، نوعی بدعت و میزان قرار دادن تشخیص خود ، یعنی
هوای نفس است . همانطور که مرحوم رشاد خلیفه موارد استثنائی چندی را از اغلاط
املائی قرآن نشان داده که درطول تاریخ مورد سئوال بوده و اینک راز آن گشوده شده
است ، چه بسا دلائل ناسازگاری این دو آیه با محاسبات ایشان حکمتی داشته است.
احادیث و روایات از نظر پیروان رشاد خلیفه فاقد اعتبار هستند ، آیا میتوان هر
کجا که برای اثبات نظریه ای لازم بود از آن استفاده کرد ؟
۲۰) آیا اعدام مرتد به
طور مستقیم در قرآن آمده است؟
خیر ، در قرآن حکمی برای مجازات دنیائی ارتداد
نداریم ، آنچه گفته شده نظریات فقهی است.
۲۱) سوره فاتحه در قرآن
با "بسم الله الرحمن الرحیم" آغاز شده است. با وجود این بعضی مسلمانان در دیگر نقاط
دنیا در نماز سوره فاتحه را با الحمدالله آغاز میکنند! آیا شما علت آنرا میدانید؟
جمله " بسم الله الرحمن الرحیم" همراه سوره فاتحه
نازل شده و سپس در صدر بقیه سوره ها قرارگرفته است ، عدم ذکر آن توسط برخی فرقه
های اسلامی به خدا مربوط است. البته آنها نیز برای خودشان توجیحاتی دارند و
بعضا آنرا آهسته ادا میکنند . شما به روش خودتان عمل کنید ، اهمیتی هم ندارد
آنها چگونه عمل میکنند.
۲۲) شما بیان قرآن را
استعاری میدانید . اما چرا در مورد ایات معاد جسمانی این را استفاده نمی کنید؟
بنده هر کجا آیات متشابه قرآن ضرورت ایجاب نماید،
برای فهم مطلب از استعاره و تمثیل و تشبیه و ... مدد میگیرم، اما رستاخیز
جسمانی ازمتشابهات نیست، بلکه بارها به وضوح در قرآن بيان شده است .
۲۳) در سخنراني " آزادي
و ارتداد" ،شما سعي کرديد که به اين سوال جواب بدهيد که منظور از ارتداد در قرآن
چيست و آيا مجازات دنيوي براي آن در قرآن در نظر گرفته شده است. شبيه همان مسائلى
که در کتاب "آزادي در قرآن" مطرح کرده بوديد.برخلاف آن کتاب در اين سخنراني سعي
کرديد اساس استدلال را روي آن بگذاريد که مباحث حقوق بشر،حقوق زنان و...مفاهيم جديد
است و اصولابراي بشر تا همين ۷۰،۸۰ سال پيش هم مطرح نبوده است تا چه رسد به ۱۴۰۰
سال پيش و اينکه مسايل را بايد در ظرف زماني خودش بررسي کرد. يک اشکالي که به ذهن
من خطور کرده است و سر کلاس هاي معارف دانشگاه هم به استاد ها مي گرفتم و البته
پاسخ درخوري هم دريافت نکردم، آن است که اگر ما اين پيش فرض را بپذيرم آنگاه با اين
مشکل مواجه مي شويم که قرآن در بند زمان گرفتار آمده است.يعني نمي تواند کتابي باشد
که تا آخر تاريخ بتوان به آن استناد کرد.از کجا معلوم تا ۵۰۰ سال ديگر يکسري مسايل
جديد در مورد مثلا فقر و کمک به محرومان در انديشه بشر به وجود نيايد که به ذهن بشر
قرن ۲۱ هم خطور نمي کرده است و طبعا در قرآن هم مطرح نشده است.؟
قرآن به اصطلاح دکتر سروش، ذاتی و عرضی دارد، یا
قالب و محتوی . محتوی البته ابدی است و هیچگاه تغییر نمیکند ، اما ظرف انتقال
دهنده این مفاهیم ،همچون بقیه ظروف انسانی ، ثابت نمانده است ، فرهنگ عرب جاهلی
، آب و هوا ، زبان عربی ، سنت های قبیله ای و .... تماما ظرف هستند ، در مورد
احکام اجتماعی ( که کمتر از یکصدم قرآن است) باید دید روح آیات و محتوای آن
چیست و به تناسب زمانه از آن بهره گرفت.
۲۴) جواب این سوال چی
میشه؟ اول زمین و بعد آسمان (سوره ۲ آیه ۲۹)، اول آسمان و بعد زمین (سوره ۷۹ آیه
۲۷-۳۰). ۱) «اوست کسی که آنچه در زمین است همه را برایتان آفرید (خلق کرد) سپس به
آسمان پرداخت؛ پس هفت آسمان استوار ساخت و او به همه چیز داناست» (بقره ۲) ۲) «آیا
شما آفرینشی استوارتر دارید یا آسمان که آن را برافراشت» (نازعات ۲۷) «و پس از آن
زمین را گستراند» (نازعات ۳۰)؟
منظور از آسمان در آیه ۲۹ سوره بقره جو فوقانی زمین
است که در آیات فراوانی از آن به عنوان هفت آسمان یاد کرده است ، اما آیه سوره
نازعات مربوط به آسمانهای فراتر از زمین ، یعنی کهکشان ها میباشد . اصولا معنای
" سماء" چیزی است که در بالا قرار دارد .
۲۵) قرآن میفرماید هیچکس
نمیتواند سخن خود را تغییر دهد. پس چگونه کتاب هاى اهل کتاب تحریف شده اند؟
تحریف کردن کلام خدا درفهم و ارائه آن به مردم برای
رسیدن به قدرت و ثروت است ، اما عدم تغییر آن نزد خدا ، ثابت بودن قوانین و
مقررات و بی اثر نشدن آن به دلیل کفر و انکار بندگان است.
۲۶) آیا در قرآن آیه اى
در مورد داستان حضرت اسماعیل و قربانى کردن گوسفند بجای پسرش آمده. آیا از نظر
اسلام حیوانات خلق شده اند که غذاى انسانها باشند؟
آیات ۱۰۰ تا ۱۰۸ سوره صافات در مورد ماجرای قربانی
حضرت ابراهیم است . همانطورکه میدانید در دشت و دریا و هوا، همه حیوانات از
یکدیگر تغذیه میکنند ، علف خواران نیز حیات گیاهی را از بین میبرند. پس قانون
آکل و ماکول عام و جهانی است و انحصار به انسان ندارد . خداوند طبق آیات۱۴۳
سوره انعام و آیه ۶ سوره زمر چهار زوج ازانعام ( گاو ، شتر ، گوسفند ، بز)را
رام بهره برداری بشر کرده است. هر چند ماهی ها و پرندگان و برخی حیوانات دیگر
حلال هستند، اما انعام اختصاص و تناسب بیشتری دارند..
۲۷) با توجه به اینکه
رمز قرآن عدد ۱۹ میباشد ایا میتوان گفت شب قدر همان شب نوزدهم ماه رمضان است؟
اين يك گمان است كه البته ميتواند درست هم باشد ،
اما من بيشتر به شناور بودن زمان آن و تابع بودنش به آمادگي انسانها اعتقاد
دارم.
۲۸) چرا در قرآن در هیچ
آیه ای مستقیم با زنان صحبت نشده و حتی موارد مربوط به زنان غیر مستقیم مطرح شده
است؟
اولا در آياتي مثل مريم ۴۲ و احزاب ۳۰ تا ۳۲ زنان
مخاطب واقع شده اند ، ثانيا هر كجا كه خطاب " يا ايهاالانسان ، يا ايهاالذين
آمنوا ، يا اهل الكتاب و .... آمده است مخاطب هر دو جنس هستند . ثالثا قرآن به
زبان و فرهنگ عرب نازل شده و رسم آن زمان چنین بوده که جمع متشکل از مرد و زن
را با ضمیر مذکر خطاب میکردند.
۲۹) در سوره یوسف خداوند
باری تعالی می فرماید انسان را بر اکثر مخلوقات برتری دادیم . آیا این با اشرف
مخلوقات بودن انسان در تناقض نیست؟
اصطلاح " اشرف مخلوقات " بودن از قرآن نيامده است !
من نميدانم از كجا آمده است ، همينقدر ميدانم سخن خدا نيست.
۳۰) لطفا كتابي در مورد
مباحث آيات متشابه و محكم و منسوخ و.. منتشر شده .در ايران معرفي فرماييد آيا مي
توان گفت بعضي از آيات قران توسط بعضي از آيات ديگر باطل شده است و اين با جاودانه
بودن قران منافاتي ندارد؟
بهترين نوشته اي كه در اين مورد ميتوانم به شما
معرفي كنم تفسير پرتوي از قرآن مرحوم طالقاني ،( قسمت پنجم ، تفسير سوره آل
عمران ، آيه مورد نظر ) ميباشد در آنجا خواهيد ديد كه هيچ آيه اي ابطال نگرديده
، بلكه آيات منسوخ نيز در شرايط ديگر و در مناسبت هاي متفاوت لازم الاجرا
ميباشد.
۳۱) آیا در قرآن آیه اى
در مورد داستان حضرت اسماعیل و قربانى کردن گوسفند بجای پسرش آمده. آیا از نظر
اسلام حیوانات خلق شده اند که غذاى انسانها باشند؟
آیات ۱۰۰ تا ۱۰۸ سوره صافات در مورد ماجرای قربانی
حضرت ابراهیم است . همانطورکه میدانید در دشت و دریا و هوا، همه حیوانات از
یکدیگر تغذیه میکنند ، علف خواران نیز حیات گیاهی را از بین میبرند. پس قانون
آکل و ماکول عام و جهانی است و انحصار به انسان ندارد . خداوند طبق آیات۱۴۳
سوره انعام و آیه ۶ سوره زمر چهار زوج ازانعام ( گاو ، شتر ، گوسفند ، بز)را
رام بهره برداری بشر کرده است. هر چند ماهی ها و پرندگان و برخی حیوانات دیگر
حلال هستند، اما انعام اختصاص و تناسب بیشتری دارند.
۳۲) میگویند دین اسلام
را نباید در حکومت وارد نمود چون قرآن دارای ایراد است مثلا آیات مکی و مدنی دارای
اختلاف می باشد؟
اسلام از سیاست هم جداست و هم جدانیست !! جدا نیست
، چون هر مسلمانی وظیفه دارد در اصلاح امور اجتماعش با تمام وجود تلاش کند .
جداست به این دلیل که امور دنیائی باید با آراء اکثریت مردم اداره شود و هیچ
مسلمانی بدلیل آنکه دیندار است حق و رای بیشتری از بقیه ندارد . آری آیات مکی
بدلیل آنکه مسلمانان در ۱۳ سال اقامت خود در آن شهر تحت فشار و شکنجه بودند و
از خود حکومت و اختیاری نداشتند با آیات دوران دهساله مدینه که بر امور خود
مسلط شدند تفاوت هائی دارد ، همچون تفاوت جوان تحت تکفل والدین با هنگامیکه
مستقل میشود ، اما هیچ دلیلی ندارد که تفاوت اخلاقی و ایمانی حاصل شده باشد.
۳۳) در تفسيري كه از سوره
حشر داشته ايد بيان فر موده اييد كه همه جهان خدا را تسبيح ميكنند (كار مثبتي انجام
مي دهند) مشركان و منافقان چگونه عمل تسبيح را انجام مي دهند؟
من گفته بودم همه جهان ، نه انسانها ، انسانها تابع
اختيار و اراده خود هستند ، برخي تسبيح آگاهانه ميكنند و برخي هم نميكنند ، اما
جسم ما ، مثل قلب ، ريه ، كليه و.... كار تسبيحي خود را بدون اختيار ما انجام
ميدهند.
۳۴) با توجه به اينكه ما
فارسي زبان هستيم چگونه ميتوانيم در قران و مفاهيمش تدبر كنيم؟
بيشتر قرآن شناسان تاريخ اسلام غير عرب ، بخصوص
ايراني بوده اند !! در عصر ما نيز چنين است ؛ معروف ترين تحقيقات قرآني را
كساني مثل : بلاشر و روژه گارودي فرانسوي ، نولدكه و فوگل آلماني ، ايزوتسو
توشيهيكو ژاپني و از اين قبيل انجام داده اند . شخص آخري بيش از ۱۰ كتاب به
فارسي و دهها كتاب به عربي ، آلماني ، فرانسه ، روسي ، ژاپني و... نوشته است .
خواستن توانستن است !! والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا
۳۵) در پاسخی که به دکتر
سروش مرقوم فرموده اید صرف نظر از استدلالات درون قرآنی به برخی معجزات در قرآن
اشاره فرموده اید. اگر اینگونه کشفیات دلیل بر حقانیت موضوع مورد بحث می باشد چگونه
است که صاحب این کتاب خود هیچگونه اشاره ای به وجود چنین فرمول ها یا معجزات ریاضی
در قرآن نکرده است؟
براي معاصرين پيامبر اسلام كه سواد خواندن و نوشتن
و درك عدد و رقم نداشتند ، چگونه ميتوان انتظار داشت قرآن به فرمول هاي رياضي
كه قرنها بعد قابل فهم شده است اشاره كرده باشد ؟ با اينحال در مورد آيندگان
گفته است : " ويري الذين اوتواالعلم الذي انزل اليك من ربك هوالحق و يهدي الي
صراط العزيزالحميد""(سبا۶)و همچنين " " انمايخشي الله من عباده العلما.
از آنجائيكه تمامي آيات الهي (تكويني و تشريعي) روي قدر و اندازه ( قابل فرموله
شدن و فهم رياضي )است و به مصداق :كل شي عنده بمقدار --- قدجعل الله لكل شي
قدرا --- كان امرالله قدرا مقدورا --- خلق كل شي فقدره تقديرا ---و ....هندسه
اي براي همه چيز وجود دارد ،و اگرآيات قرآن مخلوق همان خدا باشند ، لامحاله
بايد نظاماتي را همچون ساير پديده هاي طبيعت در آن مشاهده كرد و همچنانكه طبيعت
را با شناخت قوانين آن بهتر ميتوان مورد بهره برداري قرار داد ، قرآن را نيز به
شيوه علمي ميتوان شناخت .اگركساني بعضا به حذف و جرح وتعديلي براي انطباق قرآن
با محاسباتشان پرداخته باشند ، منطقا اين عمل مهر باطل بر ساير محاسبات آنها و
صدها كار علمي و آماري مشابه نميزند .ازجمله و اتفاقا اگر رشاد خلیفه چنان
دخالتهائي هم نميكرد بازهم همان فرمول ها با اتكاء به موازيني ديگر صدق ميكرد
من كه از ابتدا با ديد انتقادي نسبت به كارهاي او مينگريستم و در برابر
طرفداران متعصبش همواره هشدار ميدادم ، به كرات در كتاب " نظم قرآن " و ساير
كارهاي قرآني خود مواردي را در تاييد كد رياضي قرآن يافته ام
جنابعالي اشاره به موارد مشابهي از اين شگفتي هاي رياضي در كتابهاي ديگر كرده
ايد ، من نيز از اين موارد در تورات و انجيل ( كه از جانب همان خداهستند) البته
بسيار ضعيف تر ديده ام . آيا شما مورد ديگري مي شناسيد كه قابل مقايسه باشد ؟
خداوند همچنانكه براي : رزق ، موت ، نطفه ، ماه و خورشيد و .... " قدر " گذاشته
است و فرموده : فقدرنا فنعم القادرون" ، براي قرآن نيز كه در شب " قدر" نازل
شده همان نظامات را به كار برده و همين ويژه گي نشان ميدهد قرآن نه از جانب
پيامبر امي بلكه از منبعي غير بشري مقدر( اندازه گذاري) شده است .
۳۶) قرآن به عنوان يك متن
شريعت مشمول زمان و مكان است. بنابراين بايد تحولپذير و قابل تغيير باشد. چرا آنرا
ابدى و ثابت تصور ميكنند؟
در مورد سئوالتان ، اگر درست فهميده باشم ، حدود يك
بيسنم قرآن مربوط به شريعت ( احكام فقهي) است كه بخشي از آنها ( اخلاقيات فردي)
ثابت وبخشي ديگر احكام اجتماعي است همچون توصيه هاي والدين به كودكان در حال
رشد كه با ثبات محتوي تغير شكلي ميدهد. آيات مربوط به طبيعت پنج برابر آن و
مثلث توحيد ، آخرت و نبوت بمراتب بيشتر است . در ضمن آيات مربوط به جهان آخرت
عمدتا متشابه است
۳۷) در قرآن سخنانی از
قول برخی افراد نقل شده است، (مثل سخن بلقیس در حضور مشاوران خود که ورود پادشاهان
به یک سرزمین را منشاء خرابی ذکر می کند، ویا قول عزیز مصر که مکر زنان را عظیم می
شمرد)، آیا ذکر این سخنان صرفاً یک ذکر تاریخی است یا مورد تایید قرآن نیز می باشد؟
ظاهر آيات سخن ديگران است كه بنظر ميرسد قرآن با
نگاه مثبتي آنرا نقل كرده است . سخن نخست كه بديهي است و ديگري نيز ، اگر توجه
داشته باشيم كه خدا نيز "مكر" دارد ( و مكروا و مكرالله والله خيرالماكرين) ،
اشكالي بوجود نميآورد . معناي مكر طراحي و برنامه ريزي عليه توطئه دشمن است و
بر حسب مورد ميتواند مثبت يا منفي باشد
۳۸) چرا باید به غیب
ایمان داشت؟
بلي ايمان به غيب يكي از اركان ايمان است ، اما
منظورقرآن از غيب حقايقي است همچون بهشت و جهنم و فرشته و شيطان و امثالهم كه
از فهم ما "غائب" است و هنوز در قلمرو "حضور علمي" ودانش بشر قرار نگرفته و ما
از طريق ايمان به آنها باور آورده ايم ، نه هر خرافه و سخني كه از پيشينيان بما
رسيده باشد.
۳۹) قرآن براى چه
طبقاتى از مردم نازل شده است؟ عوام يا خاص؟ چگونه ميتوانم با كلمات قرآن آشنائي
بيشتري پيداكنم؟
قرآن در عين آنكه براي توده مردم نازل شده و فهم آن
بسيار آسان است ، اما لايه هاي عميق تري نيز دارد كه با تدبر و تزكيه نفس
ميتوان به لطائف آن رسيد و مثل هر كاري حوصله و همت ميخواهد. هدي للناس (۱)، و
بينات من الهدي (۲) ، والفرقان (۳) .
در مورد تحقيقات قرآني كتاب " قاموس قرآن " آقاي قريشي و كتابهاي آقاي " علي
طهماسبي"( از شاگردان شادروان شريعتي) ميتوانند مورد استفاده شما قرار گيرند.
۴۰) چرا قرآن فرازماني
فرامكاني نيست و به زبان ۱۴۰۰ سال قبل سخن ميگويد؟ چرا مسائلى كه تاريخ مصرف دارند
و مورد سوء استفاده قرار ميگيرند در كتابي كه مدعي هدايت انسانها براى همه عصرهاست
آمده است
اصول قرآن فرازماني فرامكاني است ، اما احكام آن كه
فقط دو در صد كتاب است با تحول جوامع تحول ميپذيرد ولي روح آن كه عدالت است
باقي ميماند. هر حكمي تابع شرايطي است . ماداميكه وضعيت ثابت است حكم عملي است
، در غير اينصورت فلسفه آن اعمال ميشود نه شكل آن.
۴۱) خوب به یاد می
آورم در سالهایی که قرآن را مرتبا دوره میکردم، در حین مطالعه، هر گاه به آیه
۳۰ سوره مدثر می رسیدم، دچار نوعی شوک یا احساسی غریب و تامل انگیز میشدم،
بطوریکه دقایقی از ادامه مطالعه باز می ماندم . اما متوجه منظور نمی شدم، و در
عین حال میدانستم که انگار این آیات در صدد تفهیم موضوع یا راز و رمزی خاص به
خواننده هستند.
دو نكته را درباره آيات سوره مباركه مدثر خواستم
يادآور شوم ؛ اول اينكه در آيه ۳۰ فرموده : عليها تسعه عشر - بر او باد نوزده (
نه ۱۹تن موكل آتش ، كه مترجمين ميگويند) ثانيا از ۳۱ باري كه كلمه بشر در قرآن
بكار رفته حتي يكبار هم معناي پوست نميدهد و همواره همان بشر است. كلمه لواحه
نيز معناي سوزاننده ندارد . اين كلمه در شش بار تكرار در قرآن معناي آشكار كردن
ميدهد . بنابراين لواحه للبشر، ميشود: ( عدد ۱۹) آشكار كننده (حقايق) براي
بشريت است. والله اعلم
۴۲) مدتى است از فرهنگ
سنتي مذهبي كه بر پايه رساله هاى علميه و احكام فقهي بنا شده فاصله گرفته و به قرآن
رو آوردم، نميدانم به كجا ميرسم؟ آيا ميتوان فقط با قرآن به هدايت رسيد؟
به شما تبريك ميگويم كه با كتاب خدا از طريق تدبر
در آن ، كه اينهمه توصيه شده ، آشنا تر شده ايد ، و نارسا و اغلب سر در گم
كننده بودن تعاليم فقهي را ، كه تنها ناظر به جنبه هاي حقوقي دين است ، بهتر
شناخته ايد. دينداري ما مسلمانان اگر درست بود ، اينقدر عقب افتاده از نظر علم
و اخلاق و انسانيت نبوديم ! يكجاي كار بالاخره اشكال دارد . اگر در كتاب خدا و
سنت پيامبرش ترديدي نيست ، عيب از نا مسلماني ماست و از دوري مان از تعاليم
قرآن و بسنده كردن به آداب و تشريفات و تقليد از كساني كه همه همت خود را صرف
اموري كرده اند كه بسيار فرعي است و دردي از دنيا و آخرت ما رادرمان نميكند.
شما هر چه در تدبر قرآن جلوتر برويد ، فاصله بيشتري با فرهنگ فقاهتي كه دين را
در قالب احكام مي بيند پيداخواهيد كرد و خداپرستي خالص تري خواهيد شناخت.
۴۳) قرآن برای بشریت خیلی
زود است . ما دنبال یک سری بکن – نکن می گردیم. و یک خدای انسان نما که مثل چوپان
موسی حرفمان دلمان را به او بگوییم. شاید انسان ها باید اول مقدمات مسیحیت را ملکه
خود کنند و بعد برای درک بهتر ازفلسفه هستی به قرآن پناه ببرند.
جان و جوهر همه شرايع توحيدي يكسان است ،
همچون آموزشهاي مدرسه با معلمين متفاوت در كلاسهاي مختلف براي شاگردان در سنين
متفاوت. هر چند شاگردان مدرسه تعصبات فرقه اي محدود به كلاس خود و همشاگرديهاي
خود را پيدا ميكنند ، اما تعاليم مدرسه در يك راستاست و تفاوت آن از تفاوتهاي
سني شاگردان ناشي ميشود . مسيحيت نيز كلاسي در شش قرن قبل از اسلام بوده است ،
براي كسانيكه فقط آنرا مي شناسند و از اسلام متأسفانه جز تصوير زشتي از خشونت
مسلمان نمايان نديده اند ، البته نجات بخش است اگر صادقانه و موحدانه به آن عمل
كنند . ولی برای کسانیکه به برتری آن واقف شده اند ولی همچنان تعصب میورزند
....
۴۴) چرا ما بايد از
احكام كتابى كه چهارده قرن از آن گذشته پيروى كنيم . مقتضيات زمانه عوض ميشود.
اصلاً چرا نبايد براى هر جامعهاى رسولى خدا بفرستد
در مورد غير مانوس بودن برخي احكام قرآني در زمان
حاضر ، ابتدا بايد به اين اصل توجه كنيم كه اگر قرار بود احكام ديني تابع
تحولات زمان و مكان باشد ، در اينصورت براي هر قوم و قبيله اي در هر عصر و نسلي
بايد پيامبري مي آمد ، فرضا ما ايرانيان بايد هر سي چهل سال يكبار كه نسل نوي
پديد آمده پيامبر جديدي ميداشتيم وگرنه جوانان ميگفتند اين سخنان زبان نسل ما
نيست !! اما بايد روح مطلب و پيام آنرا گرفت و به محتواي سخن توجه كرد نه ظرف و
قالب كه وسيله انتقال پيام است . آب در طول تاريخ ثابت بوده است اما انسانها
ظروف چوبي ، سفالي ، چيني ، شيشه اي ، آلومينيمي ، پلاستيكي ، و ...را ساخته
اند . آب حيات دين هم همان تسليم به خداست اما شكل آن در شريعت هاي مخلف تغيير
ميكند . احكام اجتماعي قرآن نيز روحش ابدي است اما شكلش تغيير ميكند . خدا عادل
است ، بايد ديد عدالت خدا در چه ظرفي روح حكم مورد نظر را تاميين ميكند
۴۵) وقتی شما قران را
تفسیر میکنید .قلبم میلرزد ، به من یاد بدهید شما چگونه شروع کردید/ ماهی گیری را
یادم بدهید/ مغز من کاملا خالی است هنوز هیچ خط فکری هم ندارم / خیلی دیر است می
دانم /اما حالا می خواهم یاد بگیرم / اگر زحمتی نبود گاهی / برایم از تجربیات خود
بنویسید. به من یاد بدهید چطور نور قران را بگیرم / چطور ایمانم را بالا ببرم
والذين جاهدوافينا لنهدينهم سبلنا (عنكبوت ۶۹ )
كسانيكه در راه ما تلاش كنند ما مسلما راه هايمان را به آنها نشان ميدهيم
والذين اهتدوا زادهم هدي و اتيهم تقويهم ( محمد ۱۷ ) كسانيكه پذيراي هدايت
باشند ، خداوند هدايتشان افزون سازد و در تسلط بر نفس نيرومندشان سازد
پس شتاب نكنيد ، همينكه نيت خالص خدايي براي رفتن در راه او پيدا كرده ايد ،
خودش تضمين هدايت كرده است. من ماهيگير توانايي نيستم كه تجربه خيلي مهمي داشته
باشم ، همان مختصر را در مقدمه كتاب " نظم قرآن "و مقاله" پدر و خاطراتي از
دوران مدرسه" آورده ام. من وصف ماهي ها را ميكنم، ماهيگيري چيز ديگري است .
خداوند خودش توفيق تقوا ، و عمل ماهيگيري عنايت فرمايد . كتاب " متدولوژي تدبر
در قرآن " نيز تجربياتي در اين زمينه را براي قرآن شناسان جوان بيان كرده است .
۴۶) در آيه ۹۳ سوره يونس
ميگويد بني اسرائيل دچار اختلاف نشدند مگر پس از آنكه علم بر ايشان حاصل نشد. چگونه
ممكن است علم پيدا كردن موجب اختلاف گردد؟ آيات ۹۹ و ۱۰۰ اين سوره نيز مسئله اختيار
را زير سؤال ميبرد و ميگويد هيچكس بدون اذن خدا نميتواند ايمان بياورد
منظور از علم در آيه ۹۳ يونس ، آگاهي از آيات تورات
و ارزشهائي است كه در آن وجود داشته ، نه علم به معناي امروزي آن . در آيه
مشابهي ( آل عمران ۱۰۵) بجاي كلمه علم ، كلمه " بينات" را ذكر كرده است . ريشه
اين اختلاف را در آيه ۱۷ سوره جاثيه " بغي" يعني خوي تجاوز و زياده طلبي
ظالمانه ناميده است ( نه اختلاف در فهم تورات كه امري طبيعي است). در ضمن آيات
۶۴ و ۱۲۴ سوره نحل هم در همين زمينه است
بين آيه ۹۹ و ۱۰۰ سوره يونس هم تعارضي نيست ، در اولي عدم اجبار خدا براي ايمان
آوردن را بيان ميكند و در آيه بعدي قانونمندي آنرا كه تابع انتخاب انسان در
چارچوب مشيت الهي است . معناي " اذن" در آيه فوق همان نظامات و قانونمنديهاست ،
نه اجازه لفظي ! كه در فارسي استنباط ميكنيم .نمونه اش آيه ۵۷ سوره اعراف
ميباشد كه از اذن خدا براي سر سبز شدن طبيعت نام ميبرد
۴۷) خداوند در قرآن در
آیه ی ۱۱ سوره رعد می فرمایند که سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر این که
خودشان سرنوشتشان را تغییر دهند پس چرا عذاب بر اقوام ثمود و عاد و ... نازل شد؟
عذاب اقوام ثمود ص عاد و غيره اتفاقاً تأييد آيه ۱۱
سوره رعد است كه تغيير سرنوشت را تابع عملكرد جوامع ميشناسد . آنها در واقع در
اثر نتايج اعمالشان عذاب شدند.
۴۸) در سوره اعراف وبقره
داستان گروهی از افراد بنی اسراییل امده که علیرغم نهی الهی به کار در روز شنبه
پرداختند وبه میمون تبدیل شدند آیا تبدیل بندگان نافرمان به میمون مجازاتی عادلانه
ومنصفانه است؟مگر نباید مجازات با جرم تناسب داشته باشد؟ ایاخدایی که به گفته
فقیهان یک لحظه بی کار نیست بندگانش را به دلیل کار کردن به میمون تبدیل می کند؟
اگر نظر تفصيلي مرا خواسته باشيد لازم است به بخش
قرآن وبسايت مراجعه كنيد و شرح آيات مذكور را در سوره هاي بقره و اعراف بخوانيد
، اجمالا نظر بنده اين است كه مسخ جسمي در كارنبوده ، بلكه مسخ شخصيتي ، يعني
دگرگوني انسان متفکر، به انسان مقلد ميمون وار مورد نظر است.
۴۹) آيا بهتر نيست "ليعلم
الله" را "تا خدا معلوم دارد" ترجمه كنيد. چون وقتى ميگوييم تا خدا بداند... يعنى
نعوذ بالله خدا هم چيزى را نميداند تا آزمايش كند!؟
مطلبی که میفرمائید از مسائل پیچیده فلسفی در باره
نقش اختیار انسان است . اگر رفتار انسان از قبل در علم خدا باشد در واقع
اختیاری نخواهد داشت ، همینکه خدا از روح خودش در انسان دمیده استقلال او را
نشان میدهد ، در هر حال معنای صحیح " لیعلم" تا بداند است، وگرنه میگفت: تا
بدانید، یا بر شما معلوم شود. .شاید راه حل این باشد که خارج بودن خدا از زمان
و مکان را در نظر بگیریم ، در اینصورت جبری هم پیش نمی آید.
۵۰) لطفاً تفسیر سوره
توبه مخصوصاً آیات مربوط به کشتن اهل کتاب را توضیح دهید. آیا اینکه در آیه می گوید
کافران اهل کتاب را بکشید تا جزیه بدهند نمی تواند مستمسکی برای قتل آنها در،هر
زمان و مکان شود. در تفسیر المیزان آمده منظور از کافران اهل کتاب، همه اهل کتاب
هستند زیر همه آنها برای خدا شریک قائل شده اند
پاسخ شما در باره آیه ۲۹ سوره توبه را قبلا به
تفصیل در کتاب " آزادی در قرآن" داده ام، اجمالا میگویم آیه مذکور اصلا جنبه
عقیدتی ندارد، بلکه در باره اهل کتاب فاسد و بی دینی است که نه تنها به دین
خودشان پایبند نیستند ، بلکه هیچ حلال و حرامی را هم رعایت نمیکنند و اصلا
مالیات ( جزیه) هم نمیدهند. تهدید آیه برای شدت عمل با آنها در پرداخت خاضعانه
مالیات است نه مسلمان کردن آنها. اما معنای " قاتلوا" در آیه مذکور " کشتن "
نیست، بلکه پیکار کردن است ، چرا که اگر کشتن بود، جزیه گرفتن از
مرده که معنا نمیدهد ( قاتلوا در باب مفاعله معنای پیکار دو طرفه میدهد) ثانیا
در آیه کاملا مشخص شده آن شخص اعتقادی به دین ندارد ! پس اهل کتاب نیست که جنگ
مذهبی تلقی گردد ، ثالثا در هیچ کجای دنیا کسی را که از دادن مالیات امتناع کند
راحت نمیگذارند و در آیه مذکور گفته با او بجنگید تا مجبور به پرداخت متواضعانه
جزیه گردد ، نه اینکه مسمان شود.
۵۱) شما بیان کردید
که انسانها بدون توقف میتوانند تا نهایت ظلم به خودشان و بشریت برسند بدون مانعی از
جانب خدا.سوال این است که ایا در این گفته تناقضی با ایات ابتدایی سوره غافر وجود
ندارد که فرمودید کسانی که از حد خودشان تجاوز میکنند توسط خداوند نگه داشته
میشوند؟
عرايض بنده ، ناظر به نقش اختيار و اراده
مستقل انسان در " دنيا "بود ، در حاليكه " اخذ" الهي مربوط به " آخرت " و يا
"عذاب استيصال" است كه در گذشته تاريخ بدليل بازتاب عملكرد سوء شامل اقوام
ميشده است و شايد در اين روزگار هم تحقق يابد . دست قدرت خدا در دنيا از آستين
انسانهاي حق پرست بيرون ميايد و گريبان ظالمان را ميگيرد. اين وظيفه و امتحان و
ابتلاي ماست. آيات ۵ ، ۲۱ و ۲۲ سوره غافر نشان ميدهد كه " اخذ الهي " در آخرت
بوده است.

|