پرســـش و پاســـخ درباره
پيامبر و امامان
در اين بخش سؤالاتى كه از طرف
شما از طريق ايميل مطرح و پاسخ داده شده است را گردآورى نموده ايم. براى مشاهده
پاسخ بر روى سؤال كليك نماييد. پس از مطالعه پاسخ مجددا بر روى سؤال كليك كرده
تا بحالت اوّل بازگردد.
۱) بنظر شما امام زمانى
وجود دارد يا نه؟ يا اينكه وجود امام زمان بعنوان يك ايده براى نجات است؟
بيشتر دينداران عالم به چنين ايده اي برای آینده
باور دارند و اميدوار هستند ، همچون پديده پيامبري كه تداوم داشته است .مسئله
غيبت مختص شيعه و مستند به اقوال و احاديث است . از قرآن تنها خطوط كلي نجات
مستضعفان و متقين استنباط ميشود.
۲) عيسى ابن مريم گفته بود
كه پس از او پيامبرى بنام احمد خواهد آمد. چطور نام حضرت رسول محمد است و نه احمد؟
منظور از " اسم"، لفظ نيست ، بلكه اسم هر چيز در
زبان قرآن ماهيت و صفت آنست . اين كه حضرت عيسي مژده داد نام آنكه پس از من مي
آيد " احمد" است ، احمد يعني ستوده تر. يعني كسي كه از همه بندگان قابل ستايش
تر است. ضمیر او اشاره به صفت پيامبر آينده داشت نه الفباي نام او كه چندان مهم
نيست اما " محمد" يعني ستوده شده ( توسط خدا يا مردم )
۳) منظور از اولوالامر
کیست؟
معناي " اولي الامر" مسئولين امور است ، يعني
كارگذاران حكومت منتخب مردم . البته امامان در زمان خود بهترين گزينه براي اين
انتخاب بودند ، آنها مصداق كاملي براي انتخاب بودند اما معناي كلمه چيز ديگري
است
۴) چرا خداوند در گذشته
اینهمه پیغمبر فرستاده ولی در عصر حاضر با اینهمه تغییر و تحولی که در جامعه پیدا
شده و بسیاری از قوانین گذشته دیگر نمیتواند صدق پیدا کند فرستاده ای نمیاید؟
شما هر دليلي كه براي تمام شدن برنامه آموزشي
دانشگاه پس از مرحله دكترا به ذهنتان ميرسد همانرا تعميم دهيد !! علم و تحقيق
ادامه پيدا ميكند اما به نيروي عقل و آموزشهاي مقدماتي . والدين نيز به فرزندان
بالغ نيازي نيست نصيحت كنند موفق باشيد.
۵) از ميان ۱۲۴ هزار
پيامبر ميدانم كه ۵ تن از آنان را مهمتر از ديگران شمرديد. آنها كدامند و آيا همه
ايشان صاحب كتابند؟
در مورد پیامبران فقط به قرآن مراجعه کنید و
ازکتابهائی مثل ناسخ التواریخ که بر اساس نقلیات غیر موثق و بعضا گمراه کننده
نوشته شده است اجتناب کنید ، خداوند آنچه را لازم بوده در باره پیامبران به ما
گفته است ما نباید کنجکاو جزئیاتی باشیم که به درد دنیا و آخرتمان نمیخورد
. تعداد ۱۲۴۰۰۰ پیامبر مبنای قرآنی ندارد و در بعضی روایات اشاره شده است.
اشاره من به پنج پیامبر مهم مربوط به پنج مقطع مهم تاریخی بشر بوده است نه آنکه
آنها مهمترین بوده اند، نام آنها به ترتیب: نوح ، هود، صالح، لوط و شعیب میباشد
که در کتاب " متدولوژی قرِآن" در صفحات ۲۳۴ تا ۲۵۰ در باره آنها توضیح داده ام
۶) شما در يكى از سخنراني
هايتان گفتید كه اولين مذهب توسط حضرت موسى ابلاغ شده و كليميان اولین دینداران
ميباشند
من نگفتم حضرت موسی اولین پیامبر بوده است بلکه
گفتم اولین پیامبری بوده است که توفیق یافت امتی را تحت رهبری یک کتاب دینی بنا
کند و بنی اسرائیل اولین جامعه دینی تاریخ بوده اند ، قبل از آن مومنین بصورت
فردی یا گروهی در جوامع غیر دینی زندگی میکردند
۷) آیا آیه ۶۴ سوره نسا
دلالت بر شفاعت پیامبر(طلب استغفار پیامبر برای کسانیکه به خود ظلم کرده اند)دارد
یا خیر؟ لطفا توضیح دهید وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ
اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ
اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ ل! ;َهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا
ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر آنكه به توفيق الهى از او اطاعت كنند و اگر آنان
وقتى به خود ستم كرده بودند پيش تو ميامدند و از خدا آمرزش مىخواستند و پيامبر
[نيز] براى آنان طلب آمرزش مىكرد قطعا خدا را توبه پذير مهربان مىيافتند
نه تنها استغار رسول برای کسانیکه خود از خدا استغفار
کرده اند،
" در زمان حیات " مبارکشان موثر بوده است ، بلکه استغقار
سایر پیامبران و هر مؤمنی برای مؤمنی دیگر موثر است ( مثل استغفار حضرت
یعقوب برای فرزندان در زمان حیاتش).بحث اصلی بر سراستغفار بعد از
رحلت و قطع ارتباط آنها با دنیاست
۸) در سوره طه ایه
۲۱
میفرماید :((قال خذها و لا تخف سنعیدها سیرتها الاولی)) چرا خداوند به حضرت موسی
میفرمایند:(( نترس))....مگر پیامبر خدا جز از خدا از چیزی یا کسی ترس دارد؟
ترس مقوله ای طبیعی و عکس العملی ناشی از غریزه حب
ذات و دفع شر و خطر و ضرر است، ترسی که مذموم است ترس از بندگان خدا در ایفای
فریضه الهی است. پیمبران از نظر غرائز و عواطف "بشری مثل ما" بودند. نا گفته
نماند در اواخر خطبه چهارم نهج البلاغه سخنی از حضرت علی نقل شده است که فرمود:
موسی برای خودش نترسید بلکه از پیروز شدن جاهلان ومسلط شدن گمراهان(در قضیه
مقابله با ساحران) ترسید. هرچند من حدیث شناس نیستم، اما گمان نمیکنم این سخن
اصالت داشته واز آن بزرگوار رسیده باشد، چون با ظاهر آیه تناقض دارد
۹) در داستان لوط پيامبر
بخاطر عمل زشت لواط به غير از خانواده لوط همه گرفتار عذاب ميشوند و از بين ميروند
در حاليكه جرم همه از طرف مردان بود و ظاهرا گناهي متوجه زن هاي قوم نبود
بنظر میرسد تنها در داستان قوم لوط چنین نیست ؛ شتر
صالح را هم مردی نحر کرد ، فرعون و لشکریانش نیزمرد بودند ، نوح را نیز مردان
انکار و استهزاء میکردند ، همواره زنان نقش پشت جبهه و تربیت کننده فرزندانی را
داشتند که چنان میکردند
۱۰) طبق داستان موسي و
شبان ونيز آيه ۱۵ قصص؛ موسي فردي بود كه زود از كوره در ميرفت و نيزآدمي عجول
بود و عملكردي احساسي داشت (البته اين موضوع را نميدانم كه در موقع دعواي آن
دو نفر آيا علت را جويا شده يا نه؟
اما از آيه مزبور اينچنين برداشت مي شود كه سريعاً طرف پيرو خود را گرفته)؛
اين موضوع فكر مرا به خود مشغول كرد كه حضرت موسي چه خصلتي در خود داشته
است. در ضمن اين موضوع ما را به چه خصلتي وراي اين خصلتها رهنمون مي
سازد كه او را نسبت به ديگر مردمان برتري داده؟(۱۴۴اعراف)
عجول و احساسی بودن امری ذاتی و بشری است ، مهم این
است که شخص با تمرین و تمرکز بتدریج عقل خود را بر احساسات حاکم کند و با هر
خطائی توبه کند و در مسیر رشد و کمال باشد که حضرت موسی براستی و عمیقا چنین
بود. در ضمن قتل قبطی در آیه ۱۵ قصص، بطورغیر عمدی و در دفاع از مؤمن بی گناهی
اتفاق افتاد ، ویژگی حضرت موسی اخلاص در عمل و پاکی درونش بوده است
۱۱) لطفا معانی نام های
زیر را برام ارسال کنید: نوح ابراهیم عیسی محمد علی حسن؟
نوح را " راحت" معنا كرده اند ، همچنين صدا را به گريه
بلند كردن ، ابراهيم پدر امت است ، عيسي نجات دهنده، ،موسي از آب گرفته شده ، محمد
ستوده شده ، علي بلند مرتبه ، حسن نيكو.
۱۲) چرا هيچكدام از
پيامبران به جز حضرت محمد و امامان دچار قتل نشدند و ميان اين همه پيامبر فقط حضرت
محمد بدنبال جنگ رفت؟
شما اگر نگاهي گذرا به تورات بيفكنيد مي بينيد كه
جنگهاي پيامبران بعد از حضرت موسي قابل مقايسه با جنگهاي صدر اسلام نيست !! اگر
حضرت عيسي هم جنگ نكرد ، فرصتي نيافت و جمعيت و جامعه اي در زمان حيات پربركتش
پيدا نكرد كه براي دفاع از آنها در برابر حكومت مقتدر روم شرقي پيكار كند . با
اين حال در همان دوران هم مردم را براي شرايط مساعد بعدي آماده ميساخت و در
انجيل از آنحضرت نقل شده كه فرمود : " من نيامده ام تا صلح را بلكه تا شمشير را
قرار دهم".در گير شدن حضرت عيسي با صرافان و كبوتر فروشاني كه صحن معبد را
تبديل به بازار كسب مادي خود كرده بودند قاطعيت و شدت عمل آنحضرت در موارد
ضروري را نشان ميدهد . در قرآن هم نقل شده است كه وقتي حضرت عيسي كفر را با
تمام وجود احساس كرد ، به حواريين گفت : چه كساني ياوران من در راه خدايند و
حواريين با شجاعت اعلام كردند ما ياران خدائيم شما ميتوانيد براي تفصيل اين بحث
به بخش مكتوبات وبسايت مراجعه كنيد و مقالات " اسلام و خشونت " و " محمد و
آمريكا" و مشابه آنها را بخوانيد.
۱۳) عصاء و يد بيضاء در
داستان موسي اشاره به چه مطالبي دارد؟
معناي ظاهري كلمات همان است كه در همه ترجمه ها هم
نوشته اند ، اما برخي از مفسرين كه مشرب عرفاني داشته اند ، آنها را با عدول از
ظاهر حمل به معاني باطني كرده اند ، عصا به معناي تكيه گاه و يد بيضا به معناي
نور هدايت . واله اعلم
۱۴) امام علي در كدام
قسمت نهج لبلاغه به توصيه پيامبر در مورد اينكه ايشان به
امر خلافت بيش از ديگران سزاوارند به شرط اينكه مردم ايشان را بخواهند؟
اين سخن در " مستدرك نهج البلاغه باب الثاني صفحه
۳۰ " ميباشد .
" يابن ابيطالب لك ولاء امتي فان ولوك في عافيه و اجمعوا عليك بالرضا فقم في
امرهم و ان اختلفوا عليك فدعهم و ما هم فيه فان الله
يجعل لك مخرجا"
۱۵) آيا "تخفي في
نفسك....." در آيه ۳۷ سوره احزاب به علاقه پيامبر نسبت به زينب قبل از متاركه با
زيد اشاره مي كند؟
به فرض هم كه چنين بوده باشد ، احساس قلبي در كنترل
انسان نيست ، مادام كه به چشم و زبان و جوارح نيامده باشد و برعكس ،اگر
براي دوام ازدواجي كه در حال فروپاشي است اقدامی شود ،
خلافي صورت نگرفته است . گناه در عدم كنترل احساس است . از آن گذشته ، زيد و
زينب عملا جدا شده بودند ، مقاله " زن در چشم و دل پيامبر" از دكتر شريعتي
واقعا خواندني است . به اسلام شناسي مراجعه كنيد جوابتان را مييابيد.
۱۶) در توضيح كارهاي خود
حضرت خضر به حضرت موسي در مورد اول ميگويد
من
خواستم......در مورد دوم ميگويد
ما خواستيم....و در مورد سوم
ميگويد
خدا خواست ... ممكنست در
اينباره توضيح فرمائيد خيلي ممنون خواهم شد؟
بنظر بنده سه زمينه در قلمرو دانش انسان قرار دارد:
۱- زمينه اي كه انسان از طريق بكارگيري تفكر و تعقل و با تجزيه تحليل منطقي ،
پيرامون حوادث و اتفاقات جاري ، به نتايجي ميرسد . همچنانكه حضرت خضر با دقت در
تحولات سياسي و اختلافات ميان دو قوم پي برده بود كه بزودي درگيري و جنگ آغاز
خواهد شد و در اينصورت طرفين به تجهيز قوا و مصادره كشتي ها براي انتقال نيرو
خواهند پرداخت . اين زمينه عمل فردي انسان است ، بنابراين گفت : " اردت ان
اعيبها..."
۲- زمينه اي كه تلاش انسان بعنوان مقدمه ، بايد با هدايت و حمايت الهي از طريق
الهام و امداد ملائك همراه گردد تا به نتيجه صحيح برسد . خضر شايد در حركات و
رفتارهاي ناشايسته آن كودك ، به هنگام بازي با همسالانش به اجمال دريافته بود
كه شيطنت و خباثتي بروز ميدهد و بديگران ظلم ميكند ، اما چنين برداشت و تصوري
هرگز براي قتل يك انسان كافي نيست ! در اين مرحله گويا ارشاد الهي از طريق
فرشتگان ، چنان اقدامي را براي آينده والدين كودك و مردم آن ديار به خضر الهام
كرده است . لذا فرمود : " فخشينا ...فاردنا..."
۳- گنج زير ديوار دور از دسترس و ديد انسان آنروز بوده است ، پس بخشي از دانش
ها اصولا در حيطه و قلمرو دانش آدمي نيست و جز خداوند عليم كسي بر آنها وقوف
ندارد . در اينجا فرمود : فاراد ربك .... و ما فعلته عن امري..."
بطور خلاصه دانش سه شاخه دارد ؛ آنچه ما به تنهائي ميفهميم ، آنچه با كمك الهي
مي فهميم ، و آنچه از قلمرو فهم ما دور است ( واله اعلم)
۱۷) و خدا گفت ای موسی آن
چیست بدست راستت و موسی گفت این عصای من است که برآن تکیه میکنم و خدا گفت بینداز
آن را (طه ۱۹ و ۲۰) . و این گونه خداوند از ما میخواهد که بیفکنیم هر آنچه بر آن
تکیه زده ایم همه ی قدرتهایی را که ساخته ایم. و از نو بنا کنیم تکیه گاهی را که
چون اژدهای موسی قدرتمند خواهد بود آنچه که بنا شود بر توکل از خدا و خدا گفت مترس
این بار من با توام ما هر کدام
، کدامین عصا را باید بیاندازیم تا بسازیم عصای واقعی خود را؟. و آن عصا حتی
ملتی را نجات خواهد داد.
جملات زيبا و جالبي است . اين معاني را از آيات مربوط به توكل ميتوان دريافت ،
ولي آيا واقعا آيات ۱۹ و ۲۰ سوره طه در صدد بيان اين مطلب است يا نويسنده به
قرآن تحميل ميكند ؟ بار ديگر بدون پيشداوري به متن آيات مراجعه كنيد و قسمت حذف
شده از ترجمه آيه ۱۸ را كه دقيقا به عصاي عادي اشاره ميكند و دنباله آيات را
بخوانيد آنگاه ببينيد آيا اين آيات
واقعا در صدد القاي آن نكات زيباست
، یا به آن تحمیل میشود ؟
۱۸) مىگويند پيامبر
اسلام پس از هجرت از مكه به مدينه مدتى راهزنى ميكرده و به كاروانهاى تجارتى قريش
شبيخون ميزده است! آيا ممكن است پيامبر راهزنى كند؟
اگر شما بطور اتفاقي به اموال كسي كه همه
خانه و زندگي شما را سرقت يا مصادره كرده باشد
در محلی برخورد كنيد
، آيا ميكوشيد بمقدار آنچه از شما سرقت شده از آن اموال برداريد
، يا آنكه ميگوئيد اينكار دزدي است ؟ ممكن است ناظران اين كار را دزدي
تصور كنند ، اما شما ميتوانيد توضيح دهيد
که او دزد است و شما فقط بخشي از دارائي خود را
به چنگ آورده ايد
( البته در روزگار حاکمیت قانون شما میتوانید شکایت کنید ، ولی
در روزگار حاکمیت قانون جنگل چاره ای نبوده است).
پس از مهاجرت ( و در واقع فرار شبانه پيامبر و مومنين ازمكه براي حفظ
جان)مشركين مكه همه اموال آنان را بدستور ابو سفيانها غارت كرده و آنه
ر در واقع از
كل زندگي خود
محروم کرده بودندد . وقايع تاريخي را نميتوان از وسط
بررسي كرد ، ريشه يابي امري ضروري است
۱۹) در آيه ۱۲۴ سوره بقره
ميگويد ابراهيم را پروردگارش امتحان كرد. در اينجا چرا بر خلاف نظريه شما ضمير "ما"
را بكار نميبرد؟ آيا ميتوان گفت سرشت ابراهيم متفاوت با ساير انسانها بوده است؟
در مورد آيه ۱۲۴ سوره بقره ، عمل " جعل " مربوط به
" منِ ِ " خدا به عنوان قانون گذار است نه " ما" ي او. عمل ابراهيم همان
گذراندن انواع ابتلاهابود ، مثل شاگردي كه انواع درسها را ميخواند ، عمل خدا
همان نمره بيست دادن به شاگردي است كه ممتاز شده است. در اينصورت لازم نيست
سرشت او را سرشتي متفاوت ببينيم . خداميگويد: "ما از قبل به ابراهيم رشدي داده
بوديم" ( لقد آتينا ابراهيم رشده من قبل و كنا به عالمين)
۲۰) در يكي از سخنرانيهاي
جديد خود تعبير زيبايي از اين كلام امام علي داشتيد كه مي گويد اسلام را هچون
پوستين وارونه پوشيده اند متاسفانه قسمتي از تعبير شما را فراموش كردم وجه خارجي
اسلام را همچون خرس دانسته ايد كه با عث وحشت مي گردد... لطفا مابقي را برايم
بنويسيد
اصل كلام حضرت علي در نهج البلاغه چنين است: لبس
الاسلام لبس الفرو مقلوبا ( اسلام پوستين وارونه پوشانده ميشود).
يكطرف پوستين پشم است كه نرم است و گرم ميكند و طرف ديگرش پوست است كه خشن است
و بر آن نقش و نگار ميكنند تا زيبا جلوه كند. پشم و چرم دو عملكرد متفاوت دارند
كه اولي متناسب با درون و دومي براي برون است. واژگونه استفاده كردن از آن
فاجعه بار است؛ بیگانه را ميترساند و خودی را مجروح ميكند. آيا نترسانده و
نكرده است!؟

|